تبليغاتX
روزنوشته‌ها

روزنوشته‌ها

« نوشتن بیرون جهیدن است از صف مردگان » فرانتس کافکا

اول به سراغ يهودی‌ها رفتند
من يهودی نبودم، اعتراضی نکردم.

پس از آن به لهستانی‌ها حمله بردند
من لهستانی نبودم و اعتراضی نکردم.

آن‌گاه به ليبرال‌ها فشار آوردند
من ليبرال نبودم، اعتراض نکردم.

سپس نوبت به کمونيست‌ها رسيد
کمونيست نبودم، بنابراين اعتراضی نکردم.

سرانجام به سراغ من آمدند
هر چه فرياد زدم کسی نمانده بود که اعتراضی کند...

برتولت برشت

+ نوشته شده در  2009/7/27ساعت 19:30  توسط ر و ز نـویـس  در بخش شعر | 

ساعتی پیش و با تساوی بدون گل عربستان و کره شمالی، تیم ملی فوتبال ایران به‌شکل غم‌انگیز و البته عبرت‌آموزی از راهیابی به بازی‌های جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی بازماند. تیم ملی ایران که یکی از ضعیف‌ترین عملکردهای تاریخ خود را در این دوره از بازی‌ها به نمایش گذاشت، حتی در رسیدن به مرحله‌ی پلی‌آف هم ناکام ماند و در میان پنج تیم حاضر در گروه دوم مقدماتی جام جهانی، عنوان شامخ چهارم را به خود اختصاص داد!

به این ترتیب تیم‌های ملی فوتبال کره جنوبی و شمالی به‌طور مستقیم راهی بزرگ‌ترین تورنمنت فوتبال دنیا خواهند شد، عربستان سعودی در پلی‌آف به مصاف بحرین خواهد رفت و ایران نیز به انتظار چهار سال دیگر و جام جهانی ۲۰۱۴ خواهد نشست. بله، ما که استاد اما و اگرها بودیم، این بار اسیر اما و اگرها شدیم و خیلی بی‌سروصدا با جام جهانی وداع کردیم.

+ نوشته شده در  2009/6/18ساعت 1:25  توسط ر و ز نـویـس  در بخش فـوتـبــال | 

همان‌طور که احتمالاً متوجه شده‌اید، از عصر امروز امکان استفاده از نرم‌افزار Yahoo Messenger به‌شدت مختل شده تا بلکه یکی دیگر از راه‌های ارتباطی میان مردم مسدود شود! برای حل این مشکل، مراحل زیر را انجام دهید:

۱. ابتدا یاهو مسنجر را باز کنید.
۲. از منوی بالا، گزینه‌ی Messenger و سپس Connection Preferences را انتخاب کنید. - تصویر ۱
۳. در صفحه‌ی تنظیمات باز شده Use proxies را انتخاب کرده و تیک مربوط به Enable SOCKS proxy را فعال نمایید.
۴. حالا باید یک آی‌پی و پورت مربوط به آن را از سایت‌های مخصوص مانند http://sockslist.net پیدا کرده و در قسمت مربوط وارد نمایید. (البته سایت فوق مسدود است و برای باز کردن آن می‌توانید از اینجا استفاده کنید.) - تصویر ۲
مثال: Server Name: 216.194.70.3     Server Port: 1080     Ver 5
۵. روی گزینه‌ی OK کلیک کرده و مجدداً برای Sign in تلاش کنید. این بار موفق خواهید شد.

تصویر ۱تصویر ۲

 

+ نوشته شده در  2009/6/17ساعت 1:30  توسط ر و ز نـویـس  در بخش نرم‌افزار | 

» دهه‌ی شصت (سابقاً: تریاک را به بازدمت پز!)
محسن نامجو - اجرای سانفرانسیسکو، سپتامبر ۲۰۰۸


دانــلــود

روزی که خرید مادر کیف مدرسه، قرمز، چمدانی، کلاس اول، با کلید
روزی که سخت حل می‌شد اصل هندسه، دبیر همدانی، صد کاروان شهید
روزی که مُرد خواهد جان بچگی
روزی که حسرت واجبست بر تو، پای نشئگی
روزی که رفت بر باد
روزی که داد بر باد
شهر کلان که روزی، علی‌آباد باد
روزی که رفت از یاد
روزی که ماند در یاد
تا باد چنین باد، داد و بیداد که تا باد چنین باد

روزی که خط‌کش تصویری شکست میانه‌ی تنبیه
روزی که زنگ خانه‌ها صوراسرافیل بود گویی
روز درک تضاد، تبعیض، تفاخر، ترجیح
روز لکه‌ی آب شور چشمت بر غلط دیکته
روزی که رفت از یاد
روزی که ماند در یاد
شهر کلان که روزی باد، علی‌آباد

روز حسرت یک بارفیکس در ذهن لاغر بازو
روز حسرت یک یار فیکس بودن در تیم مدرسه
روز اشاعه‌ی سخنان نوآموخته
روز تعریف پرهیجان فیلم هندی
روزی که رید بر تو دختر همسایه
روزی که درّید پدرت را کشور همسایه
روزی که مرگ از در بسته، ز پنجره تو آمد
روزی که دو کانال بود، یک به جنگ می‌رفت، از دو «واتو واتو» آمد
روزی که رفت بر باد
روزی که ماند در یاد
شهر کلان که روزی، علی‌آباد باد

روزی که رهبر، نوجوان تانک‌خورده بود
روزی که آستین کوتاه، لگد میان گرده بود
روزی که ریش
روزی که زیر بغل پاره
روزی که یخه از فرط ایمان چرک بود
روزی که داگلاس هنوز مایکل نبود، کِرک بود
روزی که رفت از یاد
روزی که ماند در یاد
شهر کلان که روزی، علی‌آباد باد

روزی که چمران بر پارک‌وی آرام خسبید
روزی که فوزیه در کربلا شد شهید
روزی که شاه رفت، جمهوری یک‌بانده شد
روزی که تنها راه آزادی از انقلاب بود
روزی که مهتاب بود، سراب بود، سراب ناب بود
آن نوشابه که هشت‌ساله کنار حضرت معصومه خوردم‌اش، مادر خریده بود
سبز بود، سون‌آپ بود
روزی که شهوت هنوز در حومه‌ی شهر بود
روزی که در استعاره‌ی فلک، قطره بحر بود
روزی که دنیا تمام می‌شد، هر هفته جمعه‌ها غروب
روزی که آخرین لذت، «گزارش هفتگی» بود
روزی که رفت از یاد
روزی که ماند در یاد
شهر کلان که روزی، علی‌آباد باد

روزی که سرد بود
حرام شطرنج و تخت‌نرد بود
تنها حلال باری این رنگ و روی زرد
تنها حلال افیون و گرد بود
روزی که پایان بود، پادگان بود
تهران نبود، خیابان دشت آزادگان بود
طراحی کتکولریتس، قدسی قاضی نور
خشم شدید برف‌روب فقیر، روح جهان کارگری، پله‌ی عبور
انگشت یخ‌زده‌ی پسر روزنامه‌فروش
یخ شکسته با اشاره‌ی انگشت
عقده به تیراژ پنج‌هزار تا
از آسمان میکروفن می‌بارید جبراً
گوساله هم یکی را بلعید سهواً

«دختر به‌نام نل»
در های و هوی شهر
در جستجوی عدن ابد، پارادایس بود
در پشت موی ریخته بر چشم، برادرش
یا موهای منفصل از گردن پدربزرگ
در لای چرخ کالسکه
در لای عین چرخ کالسکه
در لای چرخش عین عاج چرخ کالسکه
در لای چرخ چرخش این همه بازی روزگار
بسی رنج بردیم در این سال سی
که رنج برده باشیم فقط، مرسی!

+ نوشته شده در  2008/9/22ساعت 22:50  توسط ر و ز نـویـس  در بخش موسیقی |