تبليغاتX
روزنوشته‌ها

روزنوشته‌ها

« نوشتن بیرون جهیدن است از صف مردگان » فرانتس کافکا

» می‌مانند...

١. مهدی واعظی / حسن رودباریان : قطعاً یکی از این دو گلر بزرگ، فصل بعد از پرسپولیس خواهند رفت. اما شانس واعظی ـ اگر توقعات مالی‌اش را تعدیل کند ـ برای ماندن بیشتر است.

٢. علیرضا حقیقی : همچنان جزو سهمیه‌ی امید (زیر ٢٣ سال) به‌حساب خواهد آمد. یادمان نرود که تا کنون فقط سه موجود توانسته‌اند پنالتی آقای گل جهان را مهار کنند: دیرک دروازه، وحید طالب‌لو و علیرضا حقیقی!

٣. فرشید کریمی : ممکن است پرسپولیس بخواهد محترمانه او را کنار بگذارد ؛ اما عکسش محال به‌نظر می‌آید.

٤. سپهر حیدری : قطعاً خواهد ماند ؛ چون قراردادش دوساله است. اصلاً زننده‌ی گل قهرمانی مگر می‌تواند از تیم دل بکند؟!

۵. محمد نصرتی : به احتمال فراوان قراردادش را تمدید خواهد کرد. باید منتظر تبعید او به پستی باشیم که خودش دوست ندارد در آن جا بازی کند، اما به‌هر حال بهترین بازدهی‌اش را در دفاع چپ ارائه می‌دهد.

۶. نبی‌ا... باقری‌ها : هنوز زود است که برود. حداقل یک سال دیگر در پرسپولیس خواهد ماند ؛ اما شاید بعدها به سرنوشت ابوالفضل حاجی‌زاده دچار شود!

۷. مسعود زارعی / شیث رضایی : از این دو هم یکی باید در پرسپولیس بماند. احتمال اولی ۹۹٪ و دومی ۱٪ است. آن ۱٪ هم رو به بالا رُند شده!

٨. فرزاد آشوبی : خیلی بعید است که عزم رفتن کند.

۹. کریم باقری : یک سال دیگر ـ تحت هر شرایطی ـ می ماند. گفته می‌شود که سفید امضاء کرده.

١٠. پژمان نوری : تصور می‌کنم پژمان، آن‌قدر در پرسپولیس بماند که روزی (احتمالاً ۷-۶ سال دیگر) نقش فعلی کریم را بازی کند. فعلاً قرار است مانند باقری، سفید امضاء کند!

١١. ژاک الونگ الونگ : ۵-٤ ماه دیگر از بند مصدومیت رها می‌شود و می‌تواند بازی کند... پس می‌ماند!

١٢. ماته دراگه‌چویچ : گویا هم خودش راضی است، هم باشگاه و هم هواداران. پس دلیلی برای عدم تمدید قرارداد وجود ندارد.

افشین قطبی و حمید استیلی پس از قهرمانی در آغوش هم!
هر کدام از این گمانه‌زنی‌ها هم که غلط از آب دربیاید ؛ بدون شک می‌توان گفت که این دو را دیگر در پرسپولیس کنار هم نخواهیم دید ؛ چه برسد در آغوش هم! - عکس: محمد خیرخواه/ سایت باشگاه پرسپولیس

» می‌روند...

١. شیث رضایی ٢. محمدرضا مامانی ٣. علیرضا واحدی نیکبخت : مثلث برمودا ؛ هر سه یاغی به «استیل آذین» لیگ برتری چشمک می‌زنند!

٤. جرج آراندا : خرید نه‌چندان موفق و بنابر ادعایی گران‌قیمتِ پرسپولیس شاید فصل آینده، لیگ یکی شود!

۵. محسن خلیلی : هر چند دودل است ؛ اما دلار شیخ‌نشین‌های خلیج بدجوری دلرباست!

» ۵٠ - ۵٠ است...

١. حسین کعبی : اخیراً (یعنی بعد از قهرمانی و آسیایی شدن) گفته می‌ماند! اما خب لیگ امارات و تیم‌های ولخرجش به او هم چشمک می‌زنند.

٢. عباس آقایی : کلاً خوب تیم عوض می‌کند. شاید واقعاً خودش هم نداند ماندنی‌ست یا رفتنی؟!

٣. فراز فاطمی : قطعاً از نیمکت‌نشینی لذت نمی‌برد ؛ اما آیا تیمی در لیگ برتر وجود دارد که یکی از ۵ سهمیه‌اش را به خرید مهاجم خوش‌اخلاق قرمزها اختصاص دهد؟

٤. حسین بادامکی : [...] وضعیت آینده‌ی او مثل سطح بازی‌اش، غیرقابل‌پیش‌بینی است. بالا و پایین یا به‌قول معروف، «بگیر نگیر» زیاد دارد. ولی احتمال ماندنش بیشتر از رفتنش است.

» خودشان بدشان نمی‌آید بمانند اما...

١. بهادر عبدی : اگر افشین قطبی بماند، به احتمال قوی او هم خواهد ماند ؛ اما در غیر این‌صورت معلوم نیست مورد تأیید سرمربی آینده‌ی پرسپولیس باشد.

٢. احسان خرسندی : این یکی خودش هم دیگر از نیمکت حالش به هم می‌خورد ؛ به‌ویژه که اخیراً به سکوها هم منتقل شده! اگر کوپل استیلی - مرزبان باشند، شانسش بیشتر خواهد بود.

٣. فرهاد خیرخواه : شرایطی مانند بهادر عبدی دارد!

» امیدها (=سکونشینان)...

۱. ضیاء نیک‌نفس ٢. حمید علی‌عسکر ٣. مهران فرضیات

» قرار است بیایند...

١. جلال اکبری : پرسپولیس دفاع چپ ِ چپ‌پا و کلاسیک می‌خواهد و چه کسی بهتر از او؟! (آلترناتیوش هم مانند هر سال، جواد شیرزاد خواهد بود).

٢. هادی عقیلی : بازیکن سابق جوانان پرسپولیس در آخرین مصاحبه‌اش گفته سپاهانی می‌ماند، اما شاید نتواند علاقه‌ی قلبی‌اش را کتمان کند.

٣. احسان حاج‌صفی : اگر پرسپولیس این پدیده‌ی فوق‌العاده را راضی کند که پیراهن قرمز بر تن کند، بدون تردید یکی از بهترین خریدهای ممکن را انجام داده.

٤. سیاوش اکبرپور : خدا نکناد... اما گویا مذاکرات آغاز شده یا لااقل قرار است در آینده‌ی نزدیک آغاز شود!

...

این لیست آخری روز به روز و با سرعتی فراتر از حد تصور دستخوش تغییر خواهد شد. با وارد شدن به روزهای پر تب‌وتاب نقل‌وانتقالات و شایعاتی که هر روز به گوش خواهد رسید، لیستِ بالا بسیار درازتر از این‌که هست، خواهد شد!

» بعدالتحریر: این مطلب در تاریخ پنجم خرداد ماه ١٣٨۷، بدون ذکر مأخذ در روزنامه‌ی دنیای فوتبال به‌چاپ رسید!

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 0:40  توسط ر و ز نـویـس  در بخش فـوتـبــال | 

احساس می‌کنم
در بدترین دقایق این شام مرگ‌زای
چندین هزار چشمه‌ی خورشید
                                 در دلم
می‌جوشد از یقین.

احساس می‌کنم
در هر کنار و گوشه‌ی این شوره‌زار یأس
چندین هزار جنگل شاداب
                             ناگهان
می‌روید از زمین.

احمد شاملو

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 13:3  توسط ر و ز نـویـس  در بخش شعر | 

ما ایرانی‌ها ذاتاً مردمان ریاکاری هستیم. بپذیریم به همان میزان که باهوش و خوش‌فکریم، هزار و یک ویژگی مکروه در منش و روش ما راه دارد. یکی از بزرگترین و کریه‌ترین این خصوصیات، «ریاکاری»ست. حالا این ریاکاری به انحای مختلف و در عرصه‌های گوناگون اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی ورزشی نمود آشکاری دارد.

بر فوتبالدوستان حرفه‌ای پوشیده نیست که طرفداران بارسلونا و رئال مادرید، چه دشمنی دیرینه‌ای با هم دارند. دشمنی بی‌نظیری که ریشه در تاریخ پرتلاطم کشور اسپانیا دارد. این رقابت افراطی باعث می‌شود حتی در عرصه‌ی مسابقات فرامرزی نیز، هواداران هیچ یک از دو تیم چشم دیدن موفقیت دیگری را نداشته و از شکستِ «دشمن» مقابل نمایندگان کشورهای دیگر، چنان احساس شادی و رضایت کنند که گویی تیم خودشان جامی به چنگ آورده. آنها از قهرمانی «دشمن» ماتم می‌گیرند و از بروز احساسات حقیقی خود نیز واهمه‌ای ندارند... بی‌هیچ اغراقی، سطح تنفر و انزجار از دشمن، در میان طرفداران شماری از تیم‌های اروپایی همین است که عرض شد.

ما ایرانی‌ها اما، به‌دلیل حس میهن‌پرستی و ملی‌گرایی که خود را ملزم به داشتن آن می‌دانیم، حتی اگر از باخت حریف در میادین بین‌المللی، قلباً خرسند و مسرور شویم، سعی می‌کنیم یا ناگزیر می‌شویم که حس واقعی خود را بروز ندهیم. به‌ناچار صورتی غیرواقعی اختیار می‌کنیم که صد و هشتاد درجه با آنچه در بطن‌مان می‌گذرد تفاوت دارد. مسئله‌ای که مایلم آن را «ریاکاری ورزشی» بنامم.

صادقانه از باخت امشب سپاهان اصفهان (نه سپاهان ایران) مقابل حریف نه چندان قدرتمند سوری به آسمان رفتم. این بازی، روند و نتیجه‌ی آن لذت غیرقابل وصفی برایم پدید آورد. دیدن مسابقه‌ای که در آن حریف چغر چندین و چند ساله‌ات به وضعی دراماتیک شکست می‌خورد و از بازی‌های آسیایی کنار می‌رود، بسیار لذت‌بخش است. به‌ویژه وقتی‌که حقش هم باخت نباشد. وقتی‌که توپ‌هایش به‌جای تور دروازه مرتباً به تیر دروازه بخورد. وقتی‌که کمک‌داور کم‌بینای مسابقه مدام به اشتباه پرچم بزند. وقتی‌که تیم اجنبی (!) و از آن بدتر عربی، حریف آن‌چنان سرسختی هم نیست، اما دشمنت را زمین می‌زند. آن موقع است که بیشتر و بیشتر از باخت‌شان لذت می‌بری. تو حتی از گرفتگی صدای گزارشگر بازی که سرسختانه و کورکورانه از به‌اصطلاح «نماینده‌ی کشورمان» طرفداری می‌کند، خوشحال می‌شوی. دوست داری که دیگر صدایش را نشنوی.

سپاهان باخت و حذف شد، چون به ناحق پای به این مسابقات گذاشته بود. سپاهان باخت و حذف شد، چون رقیب اصلی‌اش نه تیم‌های اجنبی که آه بیش از بیست میلیون هم‌وطنی بود که هنوز صحنه‌ی دقیقه‌ی ٨٨ آن بازی کذایی یادشان نرفته بود. هنوز تکل سالمِ پژمان جلوی چشم‌شان رژه می‌رفت و هنوز صدای سوت محسن قهرمانی، در گوش‌شان زوزه می‌کشید...

محمود کریمی خوب می‌داند آه بیست میلیون نفر چه کارهایی که نمی‌تواند بکند، چه چشم‌هایی که نمی‌تواند در بیاورد. سپاهان باخت و حذف شد؛ چون حقش نبود حتی اینجا باشد چه رسد که بالاتر برود. بگذار کنار این «ناسیونالیسم ورزشی» را...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:8  توسط ر و ز نـویـس  در بخش فـوتـبــال | 

نقل است که از استاد طاهرزاده [ آوازه‌خوان صاحب‌سبک موسیقی اصیل ایران ] پرسیده بودند «چه شد که شما به این شیوه‌ی ممتاز و ویژه در موسیقی آوازی رسیدید؟» ایشان پاسخ دادند:
« کاری را که همه می‌کردند، من انجام ندادم... »

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:20  توسط ر و ز نـویـس  در بخش موسیقی |