تبليغاتX
روزنوشته‌ها

روزنوشته‌ها

« نوشتن بیرون جهیدن است از صف مردگان » فرانتس کافکا

» می‌مانند...

١. مهدی واعظی / حسن رودباریان : قطعاً یکی از این دو گلر بزرگ، فصل بعد از پرسپولیس خواهند رفت. اما شانس واعظی ـ اگر توقعات مالی‌اش را تعدیل کند ـ برای ماندن بیشتر است.

٢. علیرضا حقیقی : همچنان جزو سهمیه‌ی امید (زیر ٢٣ سال) به‌حساب خواهد آمد. یادمان نرود که تا کنون فقط سه موجود توانسته‌اند پنالتی آقای گل جهان را مهار کنند: دیرک دروازه، وحید طالب‌لو و علیرضا حقیقی!

٣. فرشید کریمی : ممکن است پرسپولیس بخواهد محترمانه او را کنار بگذارد ؛ اما عکسش محال به‌نظر می‌آید.

٤. سپهر حیدری : قطعاً خواهد ماند ؛ چون قراردادش دوساله است. اصلاً زننده‌ی گل قهرمانی مگر می‌تواند از تیم دل بکند؟!

۵. محمد نصرتی : به احتمال فراوان قراردادش را تمدید خواهد کرد. باید منتظر تبعید او به پستی باشیم که خودش دوست ندارد در آن جا بازی کند، اما به‌هر حال بهترین بازدهی‌اش را در دفاع چپ ارائه می‌دهد.

۶. نبی‌ا... باقری‌ها : هنوز زود است که برود. حداقل یک سال دیگر در پرسپولیس خواهد ماند ؛ اما شاید بعدها به سرنوشت ابوالفضل حاجی‌زاده دچار شود!

۷. مسعود زارعی / شیث رضایی : از این دو هم یکی باید در پرسپولیس بماند. احتمال اولی ۹۹٪ و دومی ۱٪ است. آن ۱٪ هم رو به بالا رُند شده!

٨. فرزاد آشوبی : خیلی بعید است که عزم رفتن کند.

۹. کریم باقری : یک سال دیگر ـ تحت هر شرایطی ـ می ماند. گفته می‌شود که سفید امضاء کرده.

١٠. پژمان نوری : تصور می‌کنم پژمان، آن‌قدر در پرسپولیس بماند که روزی (احتمالاً ۷-۶ سال دیگر) نقش فعلی کریم را بازی کند. فعلاً قرار است مانند باقری، سفید امضاء کند!

١١. ژاک الونگ الونگ : ۵-٤ ماه دیگر از بند مصدومیت رها می‌شود و می‌تواند بازی کند... پس می‌ماند!

١٢. ماته دراگه‌چویچ : گویا هم خودش راضی است، هم باشگاه و هم هواداران. پس دلیلی برای عدم تمدید قرارداد وجود ندارد.

افشین قطبی و حمید استیلی پس از قهرمانی در آغوش هم!
هر کدام از این گمانه‌زنی‌ها هم که غلط از آب دربیاید ؛ بدون شک می‌توان گفت که این دو را دیگر در پرسپولیس کنار هم نخواهیم دید ؛ چه برسد در آغوش هم! - عکس: محمد خیرخواه/ سایت باشگاه پرسپولیس

» می‌روند...

١. شیث رضایی ٢. محمدرضا مامانی ٣. علیرضا واحدی نیکبخت : مثلث برمودا ؛ هر سه یاغی به «استیل آذین» لیگ برتری چشمک می‌زنند!

٤. جرج آراندا : خرید نه‌چندان موفق و بنابر ادعایی گران‌قیمتِ پرسپولیس شاید فصل آینده، لیگ یکی شود!

۵. محسن خلیلی : هر چند دودل است ؛ اما دلار شیخ‌نشین‌های خلیج بدجوری دلرباست!

» ۵٠ - ۵٠ است...

١. حسین کعبی : اخیراً (یعنی بعد از قهرمانی و آسیایی شدن) گفته می‌ماند! اما خب لیگ امارات و تیم‌های ولخرجش به او هم چشمک می‌زنند.

٢. عباس آقایی : کلاً خوب تیم عوض می‌کند. شاید واقعاً خودش هم نداند ماندنی‌ست یا رفتنی؟!

٣. فراز فاطمی : قطعاً از نیمکت‌نشینی لذت نمی‌برد ؛ اما آیا تیمی در لیگ برتر وجود دارد که یکی از ۵ سهمیه‌اش را به خرید مهاجم خوش‌اخلاق قرمزها اختصاص دهد؟

٤. حسین بادامکی : [...] وضعیت آینده‌ی او مثل سطح بازی‌اش، غیرقابل‌پیش‌بینی است. بالا و پایین یا به‌قول معروف، «بگیر نگیر» زیاد دارد. ولی احتمال ماندنش بیشتر از رفتنش است.

» خودشان بدشان نمی‌آید بمانند اما...

١. بهادر عبدی : اگر افشین قطبی بماند، به احتمال قوی او هم خواهد ماند ؛ اما در غیر این‌صورت معلوم نیست مورد تأیید سرمربی آینده‌ی پرسپولیس باشد.

٢. احسان خرسندی : این یکی خودش هم دیگر از نیمکت حالش به هم می‌خورد ؛ به‌ویژه که اخیراً به سکوها هم منتقل شده! اگر کوپل استیلی - مرزبان باشند، شانسش بیشتر خواهد بود.

٣. فرهاد خیرخواه : شرایطی مانند بهادر عبدی دارد!

» امیدها (=سکونشینان)...

۱. ضیاء نیک‌نفس ٢. حمید علی‌عسکر ٣. مهران فرضیات

» قرار است بیایند...

١. جلال اکبری : پرسپولیس دفاع چپ ِ چپ‌پا و کلاسیک می‌خواهد و چه کسی بهتر از او؟! (آلترناتیوش هم مانند هر سال، جواد شیرزاد خواهد بود).

٢. هادی عقیلی : بازیکن سابق جوانان پرسپولیس در آخرین مصاحبه‌اش گفته سپاهانی می‌ماند، اما شاید نتواند علاقه‌ی قلبی‌اش را کتمان کند.

٣. احسان حاج‌صفی : اگر پرسپولیس این پدیده‌ی فوق‌العاده را راضی کند که پیراهن قرمز بر تن کند، بدون تردید یکی از بهترین خریدهای ممکن را انجام داده.

٤. سیاوش اکبرپور : خدا نکناد... اما گویا مذاکرات آغاز شده یا لااقل قرار است در آینده‌ی نزدیک آغاز شود!

...

این لیست آخری روز به روز و با سرعتی فراتر از حد تصور دستخوش تغییر خواهد شد. با وارد شدن به روزهای پر تب‌وتاب نقل‌وانتقالات و شایعاتی که هر روز به گوش خواهد رسید، لیستِ بالا بسیار درازتر از این‌که هست، خواهد شد!

» بعدالتحریر: این مطلب در تاریخ پنجم خرداد ماه ١٣٨۷، بدون ذکر مأخذ در روزنامه‌ی دنیای فوتبال به‌چاپ رسید!

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 0:40  توسط ر و ز نـویـس  در بخش فـوتـبــال | 

ما ایرانی‌ها ذاتاً مردمان ریاکاری هستیم. بپذیریم به همان میزان که باهوش و خوش‌فکریم، هزار و یک ویژگی مکروه در منش و روش ما راه دارد. یکی از بزرگترین و کریه‌ترین این خصوصیات، «ریاکاری»ست. حالا این ریاکاری به انحای مختلف و در عرصه‌های گوناگون اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی ورزشی نمود آشکاری دارد.

بر فوتبالدوستان حرفه‌ای پوشیده نیست که طرفداران بارسلونا و رئال مادرید، چه دشمنی دیرینه‌ای با هم دارند. دشمنی بی‌نظیری که ریشه در تاریخ پرتلاطم کشور اسپانیا دارد. این رقابت افراطی باعث می‌شود حتی در عرصه‌ی مسابقات فرامرزی نیز، هواداران هیچ یک از دو تیم چشم دیدن موفقیت دیگری را نداشته و از شکستِ «دشمن» مقابل نمایندگان کشورهای دیگر، چنان احساس شادی و رضایت کنند که گویی تیم خودشان جامی به چنگ آورده. آنها از قهرمانی «دشمن» ماتم می‌گیرند و از بروز احساسات حقیقی خود نیز واهمه‌ای ندارند... بی‌هیچ اغراقی، سطح تنفر و انزجار از دشمن، در میان طرفداران شماری از تیم‌های اروپایی همین است که عرض شد.

ما ایرانی‌ها اما، به‌دلیل حس میهن‌پرستی و ملی‌گرایی که خود را ملزم به داشتن آن می‌دانیم، حتی اگر از باخت حریف در میادین بین‌المللی، قلباً خرسند و مسرور شویم، سعی می‌کنیم یا ناگزیر می‌شویم که حس واقعی خود را بروز ندهیم. به‌ناچار صورتی غیرواقعی اختیار می‌کنیم که صد و هشتاد درجه با آنچه در بطن‌مان می‌گذرد تفاوت دارد. مسئله‌ای که مایلم آن را «ریاکاری ورزشی» بنامم.

صادقانه از باخت امشب سپاهان اصفهان (نه سپاهان ایران) مقابل حریف نه چندان قدرتمند سوری به آسمان رفتم. این بازی، روند و نتیجه‌ی آن لذت غیرقابل وصفی برایم پدید آورد. دیدن مسابقه‌ای که در آن حریف چغر چندین و چند ساله‌ات به وضعی دراماتیک شکست می‌خورد و از بازی‌های آسیایی کنار می‌رود، بسیار لذت‌بخش است. به‌ویژه وقتی‌که حقش هم باخت نباشد. وقتی‌که توپ‌هایش به‌جای تور دروازه مرتباً به تیر دروازه بخورد. وقتی‌که کمک‌داور کم‌بینای مسابقه مدام به اشتباه پرچم بزند. وقتی‌که تیم اجنبی (!) و از آن بدتر عربی، حریف آن‌چنان سرسختی هم نیست، اما دشمنت را زمین می‌زند. آن موقع است که بیشتر و بیشتر از باخت‌شان لذت می‌بری. تو حتی از گرفتگی صدای گزارشگر بازی که سرسختانه و کورکورانه از به‌اصطلاح «نماینده‌ی کشورمان» طرفداری می‌کند، خوشحال می‌شوی. دوست داری که دیگر صدایش را نشنوی.

سپاهان باخت و حذف شد، چون به ناحق پای به این مسابقات گذاشته بود. سپاهان باخت و حذف شد، چون رقیب اصلی‌اش نه تیم‌های اجنبی که آه بیش از بیست میلیون هم‌وطنی بود که هنوز صحنه‌ی دقیقه‌ی ٨٨ آن بازی کذایی یادشان نرفته بود. هنوز تکل سالمِ پژمان جلوی چشم‌شان رژه می‌رفت و هنوز صدای سوت محسن قهرمانی، در گوش‌شان زوزه می‌کشید...

محمود کریمی خوب می‌داند آه بیست میلیون نفر چه کارهایی که نمی‌تواند بکند، چه چشم‌هایی که نمی‌تواند در بیاورد. سپاهان باخت و حذف شد؛ چون حقش نبود حتی اینجا باشد چه رسد که بالاتر برود. بگذار کنار این «ناسیونالیسم ورزشی» را...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:8  توسط ر و ز نـویـس  در بخش فـوتـبــال | 

فیروز کریمی در حالت ژانگولر | عکس: خبرگزاری فارسفیروز کریمی که تا پیش از این همیشه مدعی بود، هرگز حاضر نیست واژه‌ی «اشتباه فردی» را به کار ببرد ؛ امروز و پس از شکست مقابل سپاهان اصفهان، نشان داد که «دروغگو کـــم‌حـافــظه می‌شود»

فیروز کریمی، سرمربی استقلال تهران که در میانه‌های فصل با برپاکردن جنجالی منحصربه‌فرد، آبی‌های اهواز را ترک کرد و به آبی‌های تهران پیوست؛ در پایان بازی امروز «مهدی امیرآبادی» را به‌عنوان مقصر اصلی شکست تیمش معرفی کرد.

پیش از این دو بار در برنامه‌ی نود، از کریمی شنیده بودیم که او هرگز عادت ندارد پس از باخت، تقصیر را متوجه بازیکنانش کند. او گفته بود که: «شما حتی اگر یک فیلم از مصاحبه‌های من را بیاورید که در آن از اشتباه فردی بازیکنم گفته باشم، به شما جایزه می‌دهم.» همچنین وی تا پیش از این مدعی بود که همواره شکست تیم، به‌دلیل اشتباه مربی است و اسم بردن از بازیکن مقصر و تخریب او، کار ناپسندی است.

البته بر همه‌ی پی‌گیران فوتبال آشکار بود که این ادعای فیروز کریمی هم به‌دور از واقعیت است ؛ چه همین مربی طناز پس از شکست تراژیک نیم‌فصل اول مقابل پرسپولیس، یکی از بازیکنان تعویضی خود را در رختکن به باد دشنام گرفته بود و در همان‌جا، مقابل چشم همبازیانش کارت بازی او در مسابقات لیگ را پاره کرده بود. یا در قضیه‌ی شکست مصیبت‌بار در مقابل نفت آبادان، ۶ بازیکن تیم خود را به‌گونه‌ای تأسف‌آمیز تنبیه (بخوانید تحقیر) کرد. تنبیهی که پس از واکنش سرپرست و مدیرعامل باشگاه، تلطیف شد و نام مضحک «ریکاوری» را به‌خود گرفت.

در مصاحبه‌ی مطبوعاتی امروز، سرمربی استقلال، مهدی امیرآبادی (دفاع راست تیمش) را مقصر صد در صد گل سپاهان دانست و افت استقلال در نیمه‌ی دوم را ناشی از اشتباه امیرآبادی در دقیقه‌ی ۵٨ بازی خواند.

آقا فیروز، شما که دارید آرام آرام زیر همه‌چیز می‌زنید ؛ لطف کنید و زیر حرف خودتان نزنید! جایزه‌ی ما رو رو رد کن بیاد!

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 2:58  توسط ر و ز نـویـس  در بخش فـوتـبــال | 

مازیار ناظمی، مجری و گوینده‌ی اخبار ورزشی در برنامه‌ی این هفته‌ی گفت‌وگوی ورزشی، مصاحبه‌ی جالبی را با افشین قطبی، سرمربی محبوب و موفق پرسپولیس ترتیب داد. این برنامه امشب، ساعت ٢٢، به‌صورت ضبط شده از رادیو گفت‌وگو (موج FM ردیف ١٠٣.٩) پخش شد.

فایل صوتی این گفت‌وگوی جالب و شنیدنی را با کیفیت 8kbps و حجم ۲ مگابایت دانلود کنید.

افشین قطبی | عکس: میلاد پیامی - خبرگزاری فارس

گزیده‌ای از گفت‌وگو
به نقل از وبلاگ شخصی مازیار ناظمی

» «دل شیر داشتن» یعنی اینکه بعد از سی سال تصمیم گرفتم به ایران بازگردم و با باشگاه بزرگ پرسپولیس کار کنم.

» من پسر رضا قطبی (رئیس سابق رادیو و تلویزیون) نیستم. پدرم اهل نیریز فارس است و از او خواسته‌ام که برای دربی استقلال و پرسپولیس (۱۵ فروردین‌ماه) به ایران بیاید تا همه پدرم را ببینند!

» زندگی من یعنی فوتبال... نه سیاسی‌ام و نه چیز دیگری.

» تنها فرزند خانواده هستم که از ۱۳ سالگی به آمریکا رفتم.

» در ایران همه به هم کار دارند ؛ حتی امور خصوصی شما! من گشتم معادل فارسی آن می‌شود فضولی!

» در قضیه‌ی انتخاب مربی تیم ملی با من بازی شد و دلم هنوز هم شکسته، و شاید در پایان فصل و قهرمانی با پرسپولیس تصمیمی دیگر بگیرم.

» روزی که در دبی به من ویزای ایران ندادند ؛ گریه کردم. (بازی ایران - کره جنوبی)

» از برگشتنم پشیمان نیستم و فکر می کنم ما در ایران استعدادهای خوبی داریم که باید به آن‌ها کمک کرد.

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 23:17  توسط ر و ز نـویـس  در بخش فـوتـبــال | 

» اختصاصی وبلاگ
   روزنـوشتــه‌ها

| دروازه‌بان‌ها

ساعت ۱ بامداد روز شنبه ۸/۱۰/۸۶
زودتر از همه‌ی خبرگزاری‌ها
و دیگر منابع رسمی خبری!
مهدی واعظی پرسپولیس
حسن رودباریان پرسپولیس
وحید طالب‌لو استقلال
عباس محمدی سپاهان
میثاق معمارزاده سایپا
ابراهیم میرزاپور استیل‌آذین
| مدافعین
سپهر حیدری پرسپولیس
محمد نصرتی پرسپولیس
محسن بنگر سپاهان
هادی عقیلی سپاهان
سیدجلال حسینی سایپا
مرتضی کاشی صباباتری
سیدمحمد علوی پاس همدان
احمد آل‌نعمه فولاد خوزستان
هادی شکوری العربی قطر
رحمان رضایی لیوورنو
| هافبک‌ها
شیث رضایی پرسپولیس
پژمان نوری پرسپولیس
علی‌رضا واحدی نیکبخت پرسپولیس
حسین بادامکی پرسپولیس
احسان حاجی‌صفی سپاهان
محرم نویدکیا سپاهان
مرتضی اسدی صباباتری
عادل کلاه‌کج صباباتری
مازیار زارع ملوان بندرانزلی
علی حمودی استقلال اهواز
مجتبی جباری استقلال
کیانوش رحمتی سایپا
ابراهیم صادقی سایپا
ستار زارع برق شیراز
هاشم بیک‌زاده مقاومت شهید سپاسی
مهدی مهدوی‌کیا اینتراخت فرانکفورت
آندرانیک تیموریان بولتون واندررز
حسین کعبی لسترسیتی
جواد نکونام اوساسونا
جواد کاظمیان الشعب
مهرزاد معدنچی الشعب
ایمان مبعلی الشباب
مسعود شجاعی الشارجه
علی کریمی القطر
فریدون زندی بدون تیم!
| مهاجمین
محسن خلیلی پرسپولیس
میلاد میداوودی استقلال اهواز
وحید امرایی ذوب‌آهن
جلال رافخایی ملوان بندرانزلی
احمد جمشیدیان راه‌آهن
صابر میرقربانی صنعت نفت
وحید هاشمیان هانوفر
علی سامره الشعب
مهدی رجب‌زاده الامارات
+ نوشته شده در  شنبه هشتم دی 1386ساعت 1:0  توسط ر و ز نـویـس  در بخش فـوتـبــال | 

افشین قطبی آمد. بله، بعد از نزدیک به ۳۰ سال به کشورش بازگشت. او مربی باشخصیت و تحصیل‌کرده‌ایست. از همان اولین روزی که پا در فرودگاه مهرآباد گذاشت تا به حال تیتر اول اغلب اخبار ورزشی روزنامه‌ها، مجلات و... است. مصاحبه‌های با او نشان می‌دهد که او چه کسی است و چه اهداف و آرزوهایی را با پرسپولیس در سر می‌پروراند.

افـشـيــن قطـبـــیقطبی که متولد ۵ بهمن‌ماه ۱۳۴۳ شمسی در شیراز است، در سال ۱۳۵۷ هجری شمسی به کشور آمریکا مهاجرت می‌کند. تحصیلات خود را آنجا ادامه می‌دهد و موفق به اخذ مدرک مهندسی برق از UCLA می‌شود. در همین دوران گواهینامه‌ی A مربیگری حرفه‌ای فوتبال را هم دریافت می‌کند. البته دوران بازیگری فوتبال او تنها به عضویت در تیم فوتبال مردان دانشگاه UCLA محدود می‌شود، که در سال ۱۹۸۱ میلادی آغاز شد و چهار سال هم ادامه یافت.
در واقع قضیه‌ی مربیگری قطبی در فوتبال کاملاً متفاوت با دوران بازیگری‌اش است. او در سال ۱۹۸۴ میلادی مربیگری را به عنوان سرمربی تیم فوتبال زنان دانشگاه خودش شروع کرد و این کار تا سال ۱۹۸۸ میلادی ادامه یافت. بعد از آن به مدت سه سال مدیر فنی و سرمربی مدرسه‌ی جهانی فوتبال آمریکا بود و پس از آن عضو هیئت فنی و گزینش‌گر ارشد بازیکنان تیم ملی آمریکا در جام جهانی ۱۹۹۴ آن کشور شد.
وی در جام جهانی ۲۰۰۲ کره جنوبی و ژاپن، دستیار اول مربی بزرگی به نام گاس هیدینک شد. بعد از آن از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۴ به عنوان مربی تیم فوتبال سامسونگ بلووینگز که قهرمان لیگ کره جنوبی شده بود، مشغول به کار گرديد.
قطبی در سال ۲۰۰۴ میلادی بازگشتی مجدد به کشور آمریکا داشت و در این سال به عنوان دستیار سرمربی تیم لس‌آنجلس گلکسی مشغول به کار شد.
در سال ۲۰۰۵ میلادی فدراسیون فوتبال کره جنوبی، مجدداً از قطبی برای همکاری با مربی بزرگ هلندی، دیک ادووکات دعوت به همکاری می‌کند، و در نهایت قطبی همکاری خود را با پیم فربیک، دیگر مربی هلندی تیم کره جنوبی در جام ملت‌های آسیا ۲۰۰۷ ادامه می‌دهد.

جامعه‌ی فوتبال ما و به‌ویژه پرسپولیسی‌ها، اگر بتوانند فضایی آرام و به دور از حاشیه برای این مربی وطنی فراهم آورند و کلیه‌ی امکاناتی را که یک مربی برای تیم‌سازی اعم از زمین خوب تمرین، بازیکنان شایسته، تیم سرپرستی و فنی مجرب، تدارکات و... احتیاج دارد در اختیارش بگذراند آینده‌ای روشن برای فوتبال ایران در پیش روست. قطبی کسی است که دستیار و آنالیزور مربیانی بزرگ چون هیدینک، ادووکات و فربیک بوده است، در سه دوره‌ی جام جهانی شرکت کرده و از همه مهم‌تر با فوتبال روز دنیا آشناست.

تجربه‌های گذشته به ما نشان می‌دهد که فوتبال ما با افرادی نظیر قطبی به خوبی ارتباط برقرار نمی‌کند. بعد از مدتی کوتاه آنها را منزوی و ناکارآمد می‌کند و آنها نمی‌توانند آن‌طور که می‌خواهند کار کنند.
در تیم پرسپولیس کنونی، نکته‌ای که خیلی مهم است تعامل و همکاری بین حمید استیلی و قطبی است. مصاحبه‌ها و اخبار و جوی که فعلاً بر تیم حاکم است، نشان‌دهنده‌ی دوستی نزدیک و همکاری متقابل این دو نفر است و هر دو عزم خود را جزم کرده‌اند که به این تیم خدمت کنند. به این صحبت‌ها دقت کنید: استیلی: « من خودم قطبی را برای سرمربیگری پرسپولیس به آقای کاشانی پیشنهاد دادم. » یا در جای دیگری می‌گوید: « قطعاً حضور آقای قطبی می‌تواند به پرسپولیس کمک قابل توجهی کند. تجاربی که ایشان سالیان سال با تیم‌های مختلف جهان از جمله آمریکا و کره جنوبی داشته‌اند و تجربه‌ی حضور مداوم در جام‌های جهانی می‌تواند به موفقیت پرسپولیس کمک کند. »
در مقابل قطبی در مورد استیلی گفته است: « استیلی یکی از باسابقه‌ترین بازیکنان فوتبال ایران است که سال‌ها در تیم ملی ایران حضور داشته است. استیلی شناخت خوبی از لیگ برتر فوتبال ایران دارد و بدون شک اگر کسی پرسپولیس و لیگ ایران را می‌شناسد، او حمید استیلی است. من در دوبی حمید را دیدم و او به من گفت "افشین، می‌خواهم برایت کار کنم" من هم گفتم "می‌خواهم از تو چیز یاد بگیرم..." »

افشين قطبی در اولين روز شركت در تمرينات پرسپوليس/ عكس: خبرگزاری فوتبال ايران

همانطور که متوجه شدید مطالب فوق به ما نشان می‌دهد، همه چیز خوب و شرایط برای یک فصل موفق برای پرسپولیس مهیاست. همچنین برخلاف خیلی‌ها که می‌گویند پرسپولیس امسال در فصل نقل و انتقالات خوب یارگیری نکرده و نسبت به رقیب دیرینه‌اش عقب افتاده، به عقیده‌ی نگارنده در این مورد هم پرسپولیس بازیکنانی مثل عباس آقایی، حسن رودباریان، محمد نصرتی، سپهر حیدری، محسن خلیلی و چند بازیکن خوب و جوان دیگر از جمله فرهاد خیرخواه، آقای گل لیگ یک کشور را جذب کرده، که همه‌ی آنها می‌توانند در شرایط حساس کمک‌حال این تیم باشند.

در پایان امیدوارم فوتبال ایران به مربیانی مثل قطبی اعتماد بیشتری کند و فضایی سالم و به دور از مسائل غیر اخلاقی و غیر فوتبالی را برای آنها فراهم کند. پرسپولیس تیم بزرگی است و همانطور که قطبی گفته است باید قهرمان ایران و آسیا شود....

قیصر - ۲۴ / ۵ / ۸۶

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 16:0  توسط ر و ز نـویـس  در بخش فـوتـبــال | 

باختيم و حذف شديم... اين چندان هم عجيب نبود!

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 16:43  توسط ر و ز نـویـس  در بخش فـوتـبــال | 


| پرده‌ی نخست

نخستین روزهای جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان است، دقيق‌تر بگويم؛ ۱۲ ژوئن ۲۰۰۶. بله، در اين روز تيم ملی فوتبال ايتاليا اولين بازی خود را در شهر هانوفر برابر تيم خوب و قدرتمند غنا برگزار می‌کند. در حالی‌كه بازی بيشتر در اختيار غناست و به‌رغم ارائه‌ی بازی نه چندان دلچسب از جانب مانكن‌ها (لقب طعنه‌آميزی كه منتقدين به بازيكنان تيم ملی ايتاليا داده‌اند)، آنها موفق می‌شوند با نتيجه‌ی ۲ بر صفر غنا را شكست دهند. پنج روز بعد، ايتاليايی‌ها در يک بازی ضعيف و دور از انتظار در برابر تيم ۱۰ نفره‌ی آمريكا تن به تساوی ۱-۱ می‌دهند. در این بازی ايتاليا سايه‌ای از دوران اوج را نيز با خود به همراه ندارد و نااميدكننده‌ترين نمايش ممكن را تقدیم دوستدارانش می‌کند. گل به خودی زاكاردو، مدافعی كه معلوم نشد ليپی برای چه او را به تيم ملی دعوت كرده بود، نمادی است از وضع آشفته‌ی آتزوری. بله، اوضاع بسيار آشفته‌تر از آن است كه بينندگان تلويزيونی و تماشاگران استاديوم كايزرسلاترن می‌بینند. وضعيت نابسامان و قمر در عقرب فوتبال در ايتاليا، رسوايی‌های اخير باشگاه‌ها در اين كشور، ناكامی‌های پی در پی در عرصه‌ی رقابت‌های مهم چند سال اخير، همه و همه تصويری نكبت‌بار از فوتبال ايتاليا ترسيم كرده‌اند. هم‌اکنون خوشبين‌ترين هواداران آتزوری نيز نمی‌توانند آنچه را در نهم جولای اتفاق خواهد افتاد باور كنند. ايتاليا اما می‌تواند آخرين بازی دور مقدماتی خود را از چک ببرد و با ۷ امتياز به دور بعد صعود كند. اوج ناتوانی و ضعف ايتاليا در مرحله‌ی يک‌هشتم نهايی و مقابل استراليا مشهود می‌گردد. آنجا كه ماركو ماتراتزی در نيمه‌ی اول اخراج می‌شود، ايتاليا گل اول را می‌پذیرد و تا دقيقه‌ی ۹۰، يک بازی سردرگم و بی‌هدف ارائه می‌دهد. سرنوشت اما بايد عوض می‌شد، مقدر اين بود كه ايتاليا در يک‌هشتم حذف نشود. گروسو، ناجی ايتاليا در جام هجدهم، حركتی را از سمت چپ محوطه‌ی جريمه‌ی استراليا ترتيب می‌دهد و بعد يكی از مشكوک‌ترين و بحث بر انگيزترين سوت‌های اين جام به سود ايتاليا به صدا درمی‌آید. توتی كه تازه چند دقيقه‌ای بيشتر از ورودش به ميدان نمی‌گذرد، پشت توپ می‌ایستد و آن را وارد دروازه‌ی مارک شوارتزر می‌کند. بله، ايتاليا از حذف زودهنگام گريخت و چه اقبال بلندی داشت كه در يک‌چهارم نهايی هم بهترين و آسان‌ترين قرعه نصيبش شد. آتزوری با اوكراين بازی می‌کند و اين تيم را ۳ بر صفر شكست می‌دهد. زمانی كه ايتاليا به نيمه‌نهايی می‌آید، نخستين زمزمه‌های خرافه‌آميز به گوش علاقه‌مندان فوتبال می‌رسد. همان زمزمه‌های جالبی كه تمام اين داستان‌ها را گفتم تا به آن برسم. خرافه از آن قرار بود كه ايتاليا هر ۱۲ سال (۳ دوره) يک بار به فينال مسابقات می‌رسد، و يکی در ميان قهرمان می‌شود و نايب قهرمان. ايتاليا در سال ۱۹۷۰ در فينال مغلوب برزيل شد و ژول‌ريمه را برای هميشه از دست داد. ۱۲ سال بعد در اسپانيا، به لطف درخشش پائولو روسی قهرمان جهان شد. مجدداً ۱۲ سال بعد به فينال رسيد و باز هم از برزيل شكست خورد و... و حالا ۱۲ سال از جام جهانی ۹۴ آمريكا می‌گذرد... بله امسال نوبت ايتالياست كه پای در فينال رقابت‌ها گذارد و از آن مهم‌تر خرافات می‌گویند كه ايتاليا بايد قهرمان شود و ديديم كه در عين ناباوری شد... آنچه بايد می‌شد. ايتاليا در نيمه‌نهايی ميزبان مقتدر بازی‌ها، آلمان احيا شده را با گل دقيقه ۱۲۰ گروسو و بعد از آن هم آلكس دل‌پيروی محبوب برد و به فينال رسيد و در فينال هم در ضربات پنالتی (كه اتفاقاً خود، هميشه از آن ناحيه ضربه خورده بود) و در يک بازی دراماتيک، ياران زيدان را مغلوب كرد. پنالتی ديويد ترزگه كه تير افقی دروازه‌ی جی‌جی بوفون را لمس کرد، آخرين كبوتر شانسی بود كه بر سر آتزوری پر كشيد و گروسو هت تريكش را كامل كرد. پنالتی را تبديل به گل كرد و ايتاليا بر بام جهان ايستاد. البته خرافه از قبل اين مسئله را پيش‌بينی كرده بود. خرافه مصر بود كه امسال نوبت ايتالياست.

| پرده‌ی دوم

امير قلعه‌نوعی و سبيل شانس !ليگ حرفه‌ای ايران، كمركش خود را در ايام سوگواری ماه محرم سپری می‌كند. امير قلعه‌نوعی با استقلال تاخت و تاز می‌كند. در يكی از روزهای حوالی عاشوراست كه استقلال به مصاف يكی از حريفان می‌رود. امير قلعه‌نوعی روی نيمكت آبی‌ها نشسته... اما با هميشه تفاوت دارد. چيزی به او اضافه شده، چيزی به غير از پيراهن و كت مشكی‌اش. يک فقره سبيل! بله، ژنرال ريش و سبيلی به هم زده و متفكرانه روی نيمكت لم داده. استقلال آن بازی را می‌برد و امير مطابق معمول « خدا را شاكر است. » نوبت به بازی بعدی می‌رسد كه بعد از دهه‌ی اول ماه محرم برگزار می‌شود. تاسوعا و عاشورا آمده و رفته... اما امير دست به سبيلش نزده. استقلال باز هم می‌برد. می‌برد همان‌طور كه هفته‌ی بعدی هم چنين می‌كند و... امير همچنان با سيمای جديدش راحت است و خيال ندارد به حالت قبلی ری‌استور شود. زمزمه‌ها در مطبوعات و محافل فوتبالی به گوش می‌رسد: «سبيل شانس!» «استقلال به لطف سبيل امير پياپی برنده است»... قضيه آنقدر جدی می‌شود كه عادل فردوسی‌پور هم كه اكثر اوقات درباره‌ی اين مسائل محافظه‌كارانه رفتار می‌كند، دست از پا خطا كرده و اين موضوع را در برنامه‌ی زنده‌ی ۹۰ و در برابر چشم و گوش ميليون‌ها فوتبال‌دوست با امير قلعه‌نوعی مطرح می‌كند... بعدها شنيده شد كه عادل، به‌خاطر اين داستان از سوی مقامات بلندبالای شبكه توبيخ شد ولی هر چه بود امير برای بازی بعدی سبيل‌ها را از ته تراشيده بود.

| پرده‌ی سوم

جام ملت‌های آسيای ۱۹۹۶ در امارات، تيم ملی ايران تورنمنت را با باخت ۲ بر صفر به عراق آغاز كرده؛ اما اندک اندک شاگردان محمد مايلی‌كهن اوج می‌گیرند... آنقدر اوج می‌گیرند كه می‌توانند در مرحله‌ی يک‌چهارم نهايی، يكی از عجيب‌ترين نتايج تاريخ فوتبال كشورمان را رقم بزنند؛ در شبی به‌يادماندنی با نتيجه‌ی باورنكردنی ۶ بر ۲ كره جنوبی را می‌بریم و به نيمه‌نهايی می‌رويم. علی دايی حتی به هت تريک هم راضی نمی‌شود. ۴ گل به تنهايی وارد دروازه‌ی چا بوم كئون می‌کند و ما را از زمين می‌كند و به آسمان می‌برد و البته در نيمه‌نهايی به عربستان سعودی می‌بازیم و دست‌مان از جام كوتاه می‌شود. چهار سال بعد در لبنان، قرعه باز هم كره را در يک‌چهارم نهايی رقيب ما می‌کند. تيم ايران در این دوره چندان اميدواركننده بازی نمی‌كند و اصلاً عجيب نیست كه به كره‌ی آماده ببازيم و اين بار زودتر ساک‌مان را ببنديم و به تهران برگرديم. شوت سركش كريم بازی را مساوی می‌کند و به وقت اضافه می‌برد... اما... در اين بازی قرار نبود ما در پايان لبخند بزنيم... نه، نوبت كره‌ای‌ها بود. ۴ سال بعد در چين باز هم مقابل كره صف‌آرايی می‌كنيم، و اين بار هم در همان مرحله‌ی يک‌چهارم نهايی. اين مرتبه اما كره يک فرق اساسی با دوره‌های قبل دارد. اينک كره، عنوان چهارمی جهان را يدک می‌كشد و بسيار به آن می‌بالد. واقعاً سخت است كه سه بار از كره جلو بيفتی و هر بار گل بخوری و دوباره تلاش كنی تا نميری... اما قرار بود ما كره را ببريم و اين واضح بود... شايد حتی ۱۰ بار هم كره گل خورده را جبران می‌كرد؛ باز هم ما گل يازدهم را به ثمر می‌رسانديم. بله، درست متوجه شديد؛ در سال ۲۰۰۴ ما بايد كره را می‌برديم و برديم؛ چون سرنوشت‌مان اين بود...

امروز، بيستم جولای ۲۰۰۷ (۲۹ تيرماه ۸۶) است و تيم ما به يک‌چهارم نهايی آمده. كره هم به هر جان كندنی كه بود خود را به اين مرحله رسانده... خود را به اين مرحله رسانده تا رقيب سنتی ما باشد. آمده تا باز هم در اين يک‌چهارم نهايی شوم به ملاقاتش برويم. يک بار ديگر دوئل كنيم... دوئلی كه خرافه نتيجه‌ی نهايی آن را در گوش هر دويمان زمزمه می‌كند. خوب گوش كنيد، خواهيد شنيد صدای خرافه را كه می‌گويد: « شما ايرانی‌ها بازنده‌ايد... نوبت كره است اين بار »

خـــرافـــه می‌گويد: ما بازنده‌ايم اما... به او اجازه نخواهیم داد.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 19:45  توسط ر و ز نـویـس  در بخش فـوتـبــال |