تبليغاتX
روزنوشته‌ها

روزنوشته‌ها

« نوشتن بیرون جهیدن است از صف مردگان » فرانتس کافکا

» پیش‌درآمد : از همان آغاز پخش سریال «مرد هزارچهره»، نام سه نفر از مجریان مشهور سیما، یعنی محمود شهریاری، رضا رشیدپور و محمدرضا حسینیان به چشم می‌خورد. البته قرار بود این افراد، فقط نقش خودشان را بازی کنند. محمود شهریاری که در قسمت سوم، به‌عنوان مجری همیشه شاد و شنگول مراسم قرعه‌کشی بانک، بازی کرد. اما نقش رضا رشیدپور و زمان ورود او به داستان دستخوش تغییر عظیمی شد و محمدرضا حسینیان (مجری شبکه‌ی ٣ - برنامه‌ی سینما گلخانه) به‌کلی از فیلم حذف شد. و این در حالی بود که حتی تا آخرین قسمت سریال، نام این هر سه نفر در ابتدای تیتراژ پایانی آورده می‌شد.

آنچه اظهر من‌الشمس است و هر بیننده‌ی کم‌توجهی هم درمی‌یابد آن است که سریال مرد هزارچهره، از نیمه‌ی راه به‌بعد دچار ممیزی‌های بعضاً جزئی و در پاره‌ای موارد کاملاً اساسی شده است. این قضیه یک بار در حذف عبارت «توی پرانتز فرهنگ» از پایان نام «قزاقه‌مندیان» نمود آشکاری یافت و این بار، در آخرین قسمت سریال، با تغییر نقش رشیدپور، حذف حسینیان و برداشت مجدد سکانس آخر، کاملاً مشهود بود.

آنچه در زیر می‌آید گمانه‌زنی بنده نیست، چیزی‌ست که به آن اطمینان راسخ دارم و سر سوزنی شک به خود راه نمی‌دهم.

» ادعا : سکانس پایانی همین چند روز پیش، یک بار دیگر از نو فیلم‌برداری شده و جایگزین شده است.

» شرح و اثبات! : از بین سه مجری یادشده، فقط رضا رشیدپور را همه‌مان در آنونس تبلیغی سریال دیده بودیم و چون همه او را دیده بودیم ــ حتی اگر فرض کنیم کسی به نام افراد در تیتراژ پایانی توجه نکند ــ منتظر بودیم تا بالاخره، یک جا رشیدپور وارد داستان شود. اما من به یقین می‌گویم این "یک جا"یی که امشب نشان‌مان دادند آنی نبود که از قبل برنامه‌ریزی و بازی شده بود.

در آنونس، رضا رشیدپور را می‌دیدیم که پشت یک میز (احتمالاً میز قزاقه‌مندیان) مؤدب و موقر نشسته و این دیالوگ را می‌گوید: «اصل مطلب که دست‌بوسی شماست...» و آنچه پیداست ما این سکانس را (و احتمالاً چندین و چند بخش دیگر را) هرگز ندیدیم.

یقین دارم که در همان‌جا نقش رشیدپور تمام می‌شده و در اصل قرار بوده محمدرضا حسینیان در سکانس آخر بازی کند. البته نمی‌گویم آخر سریال عوض شده یا داستان چیز دیگری بوده، تنها بر آنم که بازیگر سکانس آخر ــ احتمالاً در فاصله‌ی همین سه، چهار روز ــ عوض شده است. دلیلش هم فکر نمی‌کنم چندان پیچیده باشد. مردم همه رشیدپور را دیده بودند و نمی‌شد او را کلاً حذف کرد. به‌همین دلیل مسئولان سیما ــ که ذاتاً علاقه‌ی زائدالوصفی به دستکاری آنچه پخش می‌کنند، دارند ــ تصمیم گرفتند، از رشیدپور استفاده کنند اما به‌جای حسینیان. با ذکر این نکته که رشیدپور شناخته‌شده‌تر و نام‌آشناتر از حسینیان است. اما در پایان کار فرق چندانی حاصل نشد و عزیزان رسانه‌ی ملی باز هم ثابت کردند که با وجود علاقه‌ی وافر به ممیزی و انگولک سریال‌ها، نمی‌توانند این کار را خوب و بی‌حرف‌وحدیث انجام دهند. بالاخره یک جا دم خروس را بیرون می‌دهند و مردم ما هم سرشان درد می‌کند برای همین چیزها. (یکی خود حقیر ِ سراپاتقصیر)

قضاوت با شما

» اثبات کمکی : عبارت «شش ماه بعد» در سکانس آخر بر خلاف تمام نوشته‌های سریال با فونت "ترافیک" نوشته شده و «بزن در رویی» بودن از سر و رویش می‌بارید. حال آنکه فونت اصلی نوشته‌ها در مرد هزارچهره، "حجاز" بود. گویا برادران پخش این یک قلم فونت را موجود نداشته‌اند!

» پسماند : لطیفی می‌گفت اگر قرار باشد یک بار دیگر از نو، مرد هزارچهره از سیمای جان پخش شود، احتمالاً به‌جای ١٣ قسمت، سه قسمتی خواهد شد.

»  قابل ملاحظه : مطلبی از جناب حسین بصیریان - دانشجوی کارشناسی ارشد ارتباطات دانشکده‌ی صدا و سیما

+ نوشته شده در  2008/4/2ساعت 0:0  توسط ر و ز نـویـس  در بخش تلویزیون |