تبليغاتX
روزنوشته‌ها - What I've Done

روزنوشته‌ها

« نوشتن بیرون جهیدن است از صف مردگان » فرانتس کافکا

What I've Done | Linkin Park | Minutes to Midnight

» آنچه کرده‌ام

در این وداع
نه خونی است
نه عذر و بهانه‌ای
چرا که من حسرت خورده‌ام
از تحقق
هزاران دروغ

پس بگذار بخشایش بیاید
و بشوید و ببرد...
آنچه کرده‌ام
مقابل خودم می‌ایستم
تا از آنچه شده‌ام، بگذرم
خودم را خط می‌زنم
تا از آنچه کرده‌ام، رها شوم

آنچه از من در ذهن داشتی
کنار بگذار
اکنون که این لوح را پاک می‌کنم
با دستان
شک و تردید

پس بگذار بخشایش بیاید
و بشوید و ببرد...
آنچه کرده‌ام
مقابل خودم می‌ایستم
تا از آنچه شده‌ام، بگذرم
خودم را خط می‌زنم
تا از آنچه کرده‌ام، رها شوم

بابت آنچه کرده‌ام
دوباره آغاز می‌کنم
و هر درد و رنجی را می‌پذیرم
امروز، این کار پایان می‌گیرد
من آنچه را که کرده‌ام، می‌بخشم

مقابل خودم می‌ایستم
تا از آنچه شده‌ام، بگذرم
خودم را خط می‌زنم
تا از آنچه کرده‌ام، رها شوم
آنچه کرده‌ام
می‌بخشم آنچه را که کرده‌ام

» What I’ve Done

In this farewell,
There’s no blood,
There’s no alibi.
‘Cause I’ve drawn regret,
From the truth,
Of a thousand lies.

So let mercy come,
And wash away...
What I’ve Done.
I’ll face myself,
To cross out what I’ve become.
Erase myself,
And let go of what I’ve done.

Put to rest,
What you thought of me.
While I clean this slate,
With the hands,
Of uncertainty.

So let mercy come,
And wash away…
What I’ve Done.
I’ll face myself,
To cross out what I’ve become.
Erase myself,
And let go of what I’ve done.

For What I’ve Done
I start again,
And whatever pain may come.
Today this ends,
I’m forgiving what I’ve done.

I’ll face myself,
To cross out what I’ve become.
Erase myself,
And let go of what I’ve done.
What I’ve done.
Forgiving What I’ve Done.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 10:17  توسط ر و ز نـویـس  در بخش موسیقی |