تبليغاتX
روزنوشته‌ها - خـــرافـــه می‌گويد: ما بازنده‌ايم اما...

روزنوشته‌ها

« نوشتن بیرون جهیدن است از صف مردگان » فرانتس کافکا


| پرده‌ی نخست

نخستین روزهای جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان است، دقيق‌تر بگويم؛ ۱۲ ژوئن ۲۰۰۶. بله، در اين روز تيم ملی فوتبال ايتاليا اولين بازی خود را در شهر هانوفر برابر تيم خوب و قدرتمند غنا برگزار می‌کند. در حالی‌كه بازی بيشتر در اختيار غناست و به‌رغم ارائه‌ی بازی نه چندان دلچسب از جانب مانكن‌ها (لقب طعنه‌آميزی كه منتقدين به بازيكنان تيم ملی ايتاليا داده‌اند)، آنها موفق می‌شوند با نتيجه‌ی ۲ بر صفر غنا را شكست دهند. پنج روز بعد، ايتاليايی‌ها در يک بازی ضعيف و دور از انتظار در برابر تيم ۱۰ نفره‌ی آمريكا تن به تساوی ۱-۱ می‌دهند. در این بازی ايتاليا سايه‌ای از دوران اوج را نيز با خود به همراه ندارد و نااميدكننده‌ترين نمايش ممكن را تقدیم دوستدارانش می‌کند. گل به خودی زاكاردو، مدافعی كه معلوم نشد ليپی برای چه او را به تيم ملی دعوت كرده بود، نمادی است از وضع آشفته‌ی آتزوری. بله، اوضاع بسيار آشفته‌تر از آن است كه بينندگان تلويزيونی و تماشاگران استاديوم كايزرسلاترن می‌بینند. وضعيت نابسامان و قمر در عقرب فوتبال در ايتاليا، رسوايی‌های اخير باشگاه‌ها در اين كشور، ناكامی‌های پی در پی در عرصه‌ی رقابت‌های مهم چند سال اخير، همه و همه تصويری نكبت‌بار از فوتبال ايتاليا ترسيم كرده‌اند. هم‌اکنون خوشبين‌ترين هواداران آتزوری نيز نمی‌توانند آنچه را در نهم جولای اتفاق خواهد افتاد باور كنند. ايتاليا اما می‌تواند آخرين بازی دور مقدماتی خود را از چک ببرد و با ۷ امتياز به دور بعد صعود كند. اوج ناتوانی و ضعف ايتاليا در مرحله‌ی يک‌هشتم نهايی و مقابل استراليا مشهود می‌گردد. آنجا كه ماركو ماتراتزی در نيمه‌ی اول اخراج می‌شود، ايتاليا گل اول را می‌پذیرد و تا دقيقه‌ی ۹۰، يک بازی سردرگم و بی‌هدف ارائه می‌دهد. سرنوشت اما بايد عوض می‌شد، مقدر اين بود كه ايتاليا در يک‌هشتم حذف نشود. گروسو، ناجی ايتاليا در جام هجدهم، حركتی را از سمت چپ محوطه‌ی جريمه‌ی استراليا ترتيب می‌دهد و بعد يكی از مشكوک‌ترين و بحث بر انگيزترين سوت‌های اين جام به سود ايتاليا به صدا درمی‌آید. توتی كه تازه چند دقيقه‌ای بيشتر از ورودش به ميدان نمی‌گذرد، پشت توپ می‌ایستد و آن را وارد دروازه‌ی مارک شوارتزر می‌کند. بله، ايتاليا از حذف زودهنگام گريخت و چه اقبال بلندی داشت كه در يک‌چهارم نهايی هم بهترين و آسان‌ترين قرعه نصيبش شد. آتزوری با اوكراين بازی می‌کند و اين تيم را ۳ بر صفر شكست می‌دهد. زمانی كه ايتاليا به نيمه‌نهايی می‌آید، نخستين زمزمه‌های خرافه‌آميز به گوش علاقه‌مندان فوتبال می‌رسد. همان زمزمه‌های جالبی كه تمام اين داستان‌ها را گفتم تا به آن برسم. خرافه از آن قرار بود كه ايتاليا هر ۱۲ سال (۳ دوره) يک بار به فينال مسابقات می‌رسد، و يکی در ميان قهرمان می‌شود و نايب قهرمان. ايتاليا در سال ۱۹۷۰ در فينال مغلوب برزيل شد و ژول‌ريمه را برای هميشه از دست داد. ۱۲ سال بعد در اسپانيا، به لطف درخشش پائولو روسی قهرمان جهان شد. مجدداً ۱۲ سال بعد به فينال رسيد و باز هم از برزيل شكست خورد و... و حالا ۱۲ سال از جام جهانی ۹۴ آمريكا می‌گذرد... بله امسال نوبت ايتالياست كه پای در فينال رقابت‌ها گذارد و از آن مهم‌تر خرافات می‌گویند كه ايتاليا بايد قهرمان شود و ديديم كه در عين ناباوری شد... آنچه بايد می‌شد. ايتاليا در نيمه‌نهايی ميزبان مقتدر بازی‌ها، آلمان احيا شده را با گل دقيقه ۱۲۰ گروسو و بعد از آن هم آلكس دل‌پيروی محبوب برد و به فينال رسيد و در فينال هم در ضربات پنالتی (كه اتفاقاً خود، هميشه از آن ناحيه ضربه خورده بود) و در يک بازی دراماتيک، ياران زيدان را مغلوب كرد. پنالتی ديويد ترزگه كه تير افقی دروازه‌ی جی‌جی بوفون را لمس کرد، آخرين كبوتر شانسی بود كه بر سر آتزوری پر كشيد و گروسو هت تريكش را كامل كرد. پنالتی را تبديل به گل كرد و ايتاليا بر بام جهان ايستاد. البته خرافه از قبل اين مسئله را پيش‌بينی كرده بود. خرافه مصر بود كه امسال نوبت ايتالياست.

| پرده‌ی دوم

امير قلعه‌نوعی و سبيل شانس !ليگ حرفه‌ای ايران، كمركش خود را در ايام سوگواری ماه محرم سپری می‌كند. امير قلعه‌نوعی با استقلال تاخت و تاز می‌كند. در يكی از روزهای حوالی عاشوراست كه استقلال به مصاف يكی از حريفان می‌رود. امير قلعه‌نوعی روی نيمكت آبی‌ها نشسته... اما با هميشه تفاوت دارد. چيزی به او اضافه شده، چيزی به غير از پيراهن و كت مشكی‌اش. يک فقره سبيل! بله، ژنرال ريش و سبيلی به هم زده و متفكرانه روی نيمكت لم داده. استقلال آن بازی را می‌برد و امير مطابق معمول « خدا را شاكر است. » نوبت به بازی بعدی می‌رسد كه بعد از دهه‌ی اول ماه محرم برگزار می‌شود. تاسوعا و عاشورا آمده و رفته... اما امير دست به سبيلش نزده. استقلال باز هم می‌برد. می‌برد همان‌طور كه هفته‌ی بعدی هم چنين می‌كند و... امير همچنان با سيمای جديدش راحت است و خيال ندارد به حالت قبلی ری‌استور شود. زمزمه‌ها در مطبوعات و محافل فوتبالی به گوش می‌رسد: «سبيل شانس!» «استقلال به لطف سبيل امير پياپی برنده است»... قضيه آنقدر جدی می‌شود كه عادل فردوسی‌پور هم كه اكثر اوقات درباره‌ی اين مسائل محافظه‌كارانه رفتار می‌كند، دست از پا خطا كرده و اين موضوع را در برنامه‌ی زنده‌ی ۹۰ و در برابر چشم و گوش ميليون‌ها فوتبال‌دوست با امير قلعه‌نوعی مطرح می‌كند... بعدها شنيده شد كه عادل، به‌خاطر اين داستان از سوی مقامات بلندبالای شبكه توبيخ شد ولی هر چه بود امير برای بازی بعدی سبيل‌ها را از ته تراشيده بود.

| پرده‌ی سوم

جام ملت‌های آسيای ۱۹۹۶ در امارات، تيم ملی ايران تورنمنت را با باخت ۲ بر صفر به عراق آغاز كرده؛ اما اندک اندک شاگردان محمد مايلی‌كهن اوج می‌گیرند... آنقدر اوج می‌گیرند كه می‌توانند در مرحله‌ی يک‌چهارم نهايی، يكی از عجيب‌ترين نتايج تاريخ فوتبال كشورمان را رقم بزنند؛ در شبی به‌يادماندنی با نتيجه‌ی باورنكردنی ۶ بر ۲ كره جنوبی را می‌بریم و به نيمه‌نهايی می‌رويم. علی دايی حتی به هت تريک هم راضی نمی‌شود. ۴ گل به تنهايی وارد دروازه‌ی چا بوم كئون می‌کند و ما را از زمين می‌كند و به آسمان می‌برد و البته در نيمه‌نهايی به عربستان سعودی می‌بازیم و دست‌مان از جام كوتاه می‌شود. چهار سال بعد در لبنان، قرعه باز هم كره را در يک‌چهارم نهايی رقيب ما می‌کند. تيم ايران در این دوره چندان اميدواركننده بازی نمی‌كند و اصلاً عجيب نیست كه به كره‌ی آماده ببازيم و اين بار زودتر ساک‌مان را ببنديم و به تهران برگرديم. شوت سركش كريم بازی را مساوی می‌کند و به وقت اضافه می‌برد... اما... در اين بازی قرار نبود ما در پايان لبخند بزنيم... نه، نوبت كره‌ای‌ها بود. ۴ سال بعد در چين باز هم مقابل كره صف‌آرايی می‌كنيم، و اين بار هم در همان مرحله‌ی يک‌چهارم نهايی. اين مرتبه اما كره يک فرق اساسی با دوره‌های قبل دارد. اينک كره، عنوان چهارمی جهان را يدک می‌كشد و بسيار به آن می‌بالد. واقعاً سخت است كه سه بار از كره جلو بيفتی و هر بار گل بخوری و دوباره تلاش كنی تا نميری... اما قرار بود ما كره را ببريم و اين واضح بود... شايد حتی ۱۰ بار هم كره گل خورده را جبران می‌كرد؛ باز هم ما گل يازدهم را به ثمر می‌رسانديم. بله، درست متوجه شديد؛ در سال ۲۰۰۴ ما بايد كره را می‌برديم و برديم؛ چون سرنوشت‌مان اين بود...

امروز، بيستم جولای ۲۰۰۷ (۲۹ تيرماه ۸۶) است و تيم ما به يک‌چهارم نهايی آمده. كره هم به هر جان كندنی كه بود خود را به اين مرحله رسانده... خود را به اين مرحله رسانده تا رقيب سنتی ما باشد. آمده تا باز هم در اين يک‌چهارم نهايی شوم به ملاقاتش برويم. يک بار ديگر دوئل كنيم... دوئلی كه خرافه نتيجه‌ی نهايی آن را در گوش هر دويمان زمزمه می‌كند. خوب گوش كنيد، خواهيد شنيد صدای خرافه را كه می‌گويد: « شما ايرانی‌ها بازنده‌ايد... نوبت كره است اين بار »

خـــرافـــه می‌گويد: ما بازنده‌ايم اما... به او اجازه نخواهیم داد.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 19:45  توسط ر و ز نـویـس  در بخش فـوتـبــال |