<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>روزنوشته‌ها</title>
<link>http://ruz-nevesht.blogfa.com/</link>
<description>« نوشتن بیرون جهیدن است از صف مردگان » فرانتس کافکا</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 20 May 2008 21:09:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>گمانه‌زنی پیرامون نفرات فصل آینده‌ی تیم قهـرمـان!</title>
<link>http://ruz-nevesht.blogfa.com/post-27.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;» می‌مانند...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;١. مهدی واعظی / حسن رودباریان :&lt;/STRONG&gt; قطعاً یکی از این دو گلر بزرگ، فصل بعد از پرسپولیس خواهند رفت. اما شانس واعظی ـ اگر توقعات مالی‌اش را تعدیل کند ـ برای ماندن بیشتر است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;٢. علیرضا حقیقی :&lt;/STRONG&gt; همچنان جزو سهمیه‌ی امید (زیر ٢٣ سال) به‌حساب خواهد آمد. یادمان نرود که تا کنون فقط سه موجود توانسته‌اند پنالتی آقای گل جهان را مهار کنند: دیرک دروازه، وحید طالب‌لو و علیرضا حقیقی!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;٣. فرشید کریمی :&lt;/STRONG&gt; ممکن است پرسپولیس بخواهد محترمانه او را کنار بگذارد ؛ اما عکسش محال به‌نظر می‌آید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;٤. سپهر حیدری :&lt;/STRONG&gt; قطعاً خواهد ماند ؛ چون قراردادش دوساله است. اصلاً زننده‌ی گل قهرمانی مگر می‌تواند از تیم دل بکند؟!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;۵. محمد نصرتی :&lt;/STRONG&gt; به احتمال فراوان قراردادش را تمدید خواهد کرد. باید منتظر تبعید او به پستی باشیم که خودش دوست ندارد در آن جا بازی کند، اما به‌هر حال بهترین بازدهی‌اش را در دفاع چپ ارائه می‌دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;۶. نبی‌ا... باقری‌ها :&lt;/STRONG&gt; هنوز زود است که برود. حداقل یک سال دیگر در پرسپولیس خواهد ماند ؛ اما شاید بعدها به سرنوشت ابوالفضل حاجی‌زاده دچار شود!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;۷. مسعود زارعی / شیث رضایی :&lt;/STRONG&gt; از این دو هم یکی باید در پرسپولیس بماند. احتمال اولی ۹۹٪ و دومی ۱٪ است. آن ۱٪ هم رو به بالا رُند شده!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;٨. فرزاد آشوبی :&lt;/STRONG&gt; خیلی بعید است که عزم رفتن کند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;۹. کریم باقری :&lt;/STRONG&gt; یک سال دیگر ـ تحت هر شرایطی ـ می ماند. گفته می‌شود که سفید امضاء کرده.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;١٠. پژمان نوری :&lt;/STRONG&gt; تصور می‌کنم پژمان، آن‌قدر در پرسپولیس بماند که روزی (احتمالاً ۷-۶ سال دیگر) نقش فعلی کریم را بازی کند. فعلاً قرار است مانند باقری، سفید امضاء کند!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;١١. ژاک الونگ الونگ :&lt;/STRONG&gt; ۵-٤ ماه دیگر از بند مصدومیت رها می‌شود و می‌تواند بازی کند... پس می‌ماند!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;١٢. ماته دراگه‌چویچ :&lt;/STRONG&gt; گویا هم خودش راضی است، هم باشگاه و هم هواداران. پس دلیلی برای عدم تمدید قرارداد وجود ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;IMG alt=&quot;افشین قطبی و حمید استیلی پس از قهرمانی در آغوش هم!&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.fileden.com/files/2007/7/1/1229128/ghotbi-estili.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;BR&gt;هر کدام از این گمانه‌زنی‌ها هم که غلط از آب دربیاید ؛ بدون شک می‌توان گفت که این دو را دیگر در پرسپولیس کنار هم نخواهیم دید ؛ چه برسد در آغوش هم! - &lt;STRONG&gt;عکس:&lt;/STRONG&gt; محمد خیرخواه/ سایت باشگاه پرسپولیس&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;» می‌روند...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;١. شیث رضایی ٢. محمدرضا مامانی ٣. علیرضا واحدی نیکبخت :&lt;/STRONG&gt; مثلث برمودا ؛ هر سه یاغی به «استیل آذین» لیگ برتری چشمک می‌زنند!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;٤. جرج آراندا :&lt;/STRONG&gt; خرید نه‌چندان موفق و بنابر ادعایی گران‌قیمتِ پرسپولیس شاید فصل آینده، لیگ یکی شود!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;۵. محسن خلیلی :&lt;/STRONG&gt; هر چند دودل است ؛ اما دلار شیخ‌نشین‌های خلیج بدجوری دلرباست!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;» ۵٠ - ۵٠ است...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;١. حسین کعبی :&lt;/STRONG&gt; اخیراً (یعنی بعد از قهرمانی و آسیایی شدن) گفته می‌ماند! اما خب لیگ امارات و تیم‌های ولخرجش به او هم چشمک می‌زنند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;٢. عباس آقایی :&lt;/STRONG&gt; کلاً خوب تیم عوض می‌کند. شاید واقعاً خودش هم نداند ماندنی‌ست یا رفتنی؟!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;٣. فراز فاطمی :&lt;/STRONG&gt; قطعاً از نیمکت‌نشینی لذت نمی‌برد ؛ اما آیا تیمی در لیگ برتر وجود دارد که یکی از ۵ سهمیه‌اش را به خرید مهاجم خوش‌اخلاق قرمزها اختصاص دهد؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;٤. حسین بادامکی :&lt;/STRONG&gt; [...] وضعیت آینده‌ی او مثل سطح بازی‌اش، غیرقابل‌پیش‌بینی است. بالا و پایین یا به‌قول معروف، «بگیر نگیر» زیاد دارد. ولی احتمال ماندنش بیشتر از رفتنش است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;» خودشان بدشان نمی‌آید بمانند اما...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;١. بهادر عبدی :&lt;/STRONG&gt; اگر افشین قطبی بماند، به احتمال قوی او هم خواهد ماند ؛ اما در غیر این‌صورت معلوم نیست مورد تأیید سرمربی آینده‌ی پرسپولیس باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;٢. احسان خرسندی :&lt;/STRONG&gt; این یکی خودش هم دیگر از نیمکت حالش به هم می‌خورد ؛ به‌ویژه که اخیراً به سکوها هم منتقل شده! اگر کوپل استیلی - مرزبان باشند، شانسش بیشتر خواهد بود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;٣. فرهاد خیرخواه :&lt;/STRONG&gt; شرایطی مانند بهادر عبدی دارد!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;» امیدها (=سکونشینان)...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;۱. ضیاء نیک‌نفس ٢. حمید علی‌عسکر ٣. مهران فرضیات&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;» قرار است بیایند...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;١. جلال اکبری : &lt;/STRONG&gt;پرسپولیس دفاع چپ ِ چپ‌پا و کلاسیک می‌خواهد و چه کسی بهتر از او؟! (آلترناتیوش هم مانند هر سال، جواد شیرزاد خواهد بود).&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;٢. هادی عقیلی :&lt;/STRONG&gt; بازیکن سابق جوانان پرسپولیس در آخرین مصاحبه‌اش گفته سپاهانی می‌ماند، اما شاید نتواند علاقه‌ی قلبی‌اش را کتمان کند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;٣. احسان حاج‌صفی :&lt;/STRONG&gt; اگر پرسپولیس این پدیده‌ی فوق‌العاده را راضی کند که پیراهن قرمز بر تن کند، بدون تردید یکی از بهترین خریدهای ممکن را انجام داده.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;٤. سیاوش اکبرپور :&lt;/STRONG&gt; خدا نکناد... اما گویا مذاکرات آغاز شده یا لااقل قرار است در آینده‌ی نزدیک آغاز شود!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;این لیست آخری روز به روز و با سرعتی فراتر از حد تصور دستخوش تغییر خواهد شد. با وارد شدن به روزهای پر تب‌وتاب نقل‌وانتقالات و شایعاتی که هر روز به گوش خواهد رسید، لیستِ بالا بسیار درازتر از این‌که هست، خواهد شد!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;» بعدالتحریر:&lt;/STRONG&gt; این مطلب در تاریخ پنجم خرداد ماه ١٣٨۷، بدون ذکر مأخذ در روزنامه‌ی &lt;A href=&quot;http://www.donyayefootball.com/&quot;&gt;دنیای فوتبال &lt;/A&gt;به‌چاپ رسید!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 20 May 2008 21:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ruz-nevesht&amp;postid=27</comments>
<dc:creator>ruz-nevesht</dc:creator>
<guid>http://ruz-nevesht.blogfa.com/post-27.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جوشش خورشید ... رویش جنگل</title>
<link>http://ruz-nevesht.blogfa.com/post-26.aspx</link>
<description>&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 200px; HEIGHT: 200px&quot; alt=&quot;&quot; hspace=20 src=&quot;http://www.fileden.com/files/2007/7/1/1229128/hope.jpg&quot; align=right vspace=10 border=0&gt;احساس می‌کنم&lt;BR&gt;در بدترین دقایق این شام مرگ‌زای&lt;BR&gt;چندین هزار چشمه‌ی خورشید&lt;BR&gt;                                 در دلم&lt;BR&gt;می‌جوشد از یقین. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;احساس می‌کنم&lt;BR&gt;در هر کنار و گوشه‌ی این شوره‌زار یأس&lt;BR&gt;چندین هزار جنگل شاداب&lt;BR&gt;                             ناگهان&lt;BR&gt;می‌روید از زمین.&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot;&gt;
&lt;BLOCKQUOTE dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot;&gt;
&lt;BLOCKQUOTE dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot;&gt;
&lt;BLOCKQUOTE dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot;&gt;
&lt;BLOCKQUOTE dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot;&gt;
&lt;BLOCKQUOTE dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot;&gt;
&lt;BLOCKQUOTE dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot;&gt;
&lt;BLOCKQUOTE dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot;&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;احمد شاملو&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;&lt;/STRONG&gt;</description>
<pubDate>Fri, 09 May 2008 09:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ruz-nevesht&amp;postid=26</comments>
<dc:creator>ruz-nevesht</dc:creator>
<guid>http://ruz-nevesht.blogfa.com/post-26.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>«ناسیونالیسم ورزشی» یا «سوریه عروسیه ؛ اصفهان ...سوزیه»</title>
<link>http://ruz-nevesht.blogfa.com/post-25.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;ما ایرانی‌ها ذاتاً مردمان ریاکاری هستیم. بپذیریم به همان میزان که باهوش و خوش‌فکریم، هزار و یک ویژگی مکروه در منش و روش ما راه دارد. یکی از بزرگترین و کریه‌ترین این خصوصیات، «ریاکاری»ست. حالا این ریاکاری به انحای مختلف و در عرصه‌های گوناگون اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی ورزشی نمود آشکاری دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بر فوتبالدوستان حرفه‌ای پوشیده نیست که طرفداران بارسلونا و رئال مادرید، چه دشمنی دیرینه‌ای با هم دارند. دشمنی بی‌نظیری که ریشه در تاریخ پرتلاطم کشور اسپانیا دارد. این رقابت افراطی باعث می‌شود حتی در عرصه‌ی مسابقات فرامرزی نیز، هواداران هیچ یک از دو تیم چشم دیدن موفقیت دیگری را نداشته و از شکستِ «دشمن» مقابل نمایندگان کشورهای دیگر، چنان احساس شادی و رضایت کنند که گویی تیم خودشان جامی به چنگ آورده. آنها از قهرمانی «دشمن» ماتم می‌گیرند و از بروز احساسات حقیقی خود نیز واهمه‌ای ندارند... بی‌هیچ اغراقی، سطح تنفر و انزجار از دشمن، در میان طرفداران شماری از تیم‌های اروپایی همین است که عرض شد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ما ایرانی‌ها اما، به‌دلیل حس میهن‌پرستی و ملی‌گرایی که خود را ملزم به داشتن آن می‌دانیم، حتی اگر از باخت حریف در میادین بین‌المللی، قلباً خرسند و مسرور شویم، سعی می‌کنیم یا ناگزیر می‌شویم که حس واقعی خود را بروز ندهیم. به‌ناچار صورتی غیرواقعی اختیار می‌کنیم که صد و هشتاد درجه با آنچه در بطن‌مان می‌گذرد تفاوت دارد. مسئله‌ای که مایلم آن را «ریاکاری ورزشی» بنامم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;صادقانه از باخت امشب سپاهان اصفهان (نه سپاهان ایران) مقابل حریف نه چندان قدرتمند سوری به آسمان رفتم. این بازی، روند و نتیجه‌ی آن لذت غیرقابل وصفی برایم پدید آورد. دیدن مسابقه‌ای که در آن حریف چغر چندین و چند ساله‌ات به وضعی دراماتیک شکست می‌خورد و از بازی‌های آسیایی کنار می‌رود، بسیار لذت‌بخش است. به‌ویژه وقتی‌که حقش هم باخت نباشد. وقتی‌که توپ‌هایش به‌جای تور دروازه مرتباً به تیر دروازه بخورد. وقتی‌که کمک‌داور کم‌بینای مسابقه مدام به اشتباه پرچم بزند. وقتی‌که تیم اجنبی (!) و از آن بدتر عربی، حریف آن‌چنان سرسختی هم نیست، اما دشمنت را زمین می‌زند. آن موقع است که بیشتر و بیشتر از باخت‌شان لذت می‌بری. تو حتی از گرفتگی صدای گزارشگر بازی که سرسختانه و کورکورانه از به‌اصطلاح «نماینده‌ی کشورمان» طرفداری می‌کند، خوشحال می‌شوی. دوست داری که دیگر صدایش را نشنوی.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سپاهان باخت و حذف شد، چون به ناحق پای به این مسابقات گذاشته بود. سپاهان باخت و حذف شد، چون رقیب اصلی‌اش نه تیم‌های اجنبی که آه بیش از بیست میلیون هم‌وطنی بود که هنوز صحنه‌ی دقیقه‌ی ٨٨ آن بازی کذایی یادشان نرفته بود. هنوز تکل سالمِ پژمان جلوی چشم‌شان رژه می‌رفت و هنوز صدای سوت محسن قهرمانی، در گوش‌شان زوزه می‌کشید...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;محمود کریمی خوب می‌داند آه بیست میلیون نفر چه کارهایی که نمی‌تواند بکند، چه چشم‌هایی که نمی‌تواند در بیاورد. سپاهان باخت و حذف شد؛ چون حقش نبود حتی اینجا باشد چه رسد که بالاتر برود. بگذار کنار این «ناسیونالیسم ورزشی» را...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 07 May 2008 19:38:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ruz-nevesht&amp;postid=25</comments>
<dc:creator>ruz-nevesht</dc:creator>
<guid>http://ruz-nevesht.blogfa.com/post-25.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رمز جاودانگی</title>
<link>http://ruz-nevesht.blogfa.com/post-24.aspx</link>
<description>نقل است که از &lt;STRONG&gt;استاد طاهرزاده&lt;/STRONG&gt; [ آوازه‌خوان صاحب‌سبک موسیقی اصیل ایران ] پرسیده بودند «چه شد که شما به این شیوه‌ی ممتاز و ویژه در موسیقی آوازی رسیدید؟» ایشان پاسخ دادند:&lt;BR&gt;« &lt;FONT color=#ff6600&gt;کاری را که همه می‌کردند، من انجام ندادم&lt;/FONT&gt;... »&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 06 May 2008 22:49:56 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ruz-nevesht&amp;postid=24</comments>
<dc:creator>ruz-nevesht</dc:creator>
<guid>http://ruz-nevesht.blogfa.com/post-24.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ســوگــواران تو امروز خمـــوشند همه...</title>
<link>http://ruz-nevesht.blogfa.com/post-23.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;به‌عقیده‌ی من، آلبوم &lt;STRONG&gt;«سوگواران خموش»&lt;/STRONG&gt; از چند جهت، شاخص و ممتاز است:&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.fileden.com/files/2007/7/1/1229128/Sugvaran-e-Khamush.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;١.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;STRONG&gt;انتخاب اشعار:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اشعار اثر، جملگی از شاعران برجسته و شیرین‌کلام معاصر بوده و یک هماهنگی و وحدت معنا میان فحوای کلام این شعرا به‌چشم می‌خورد. فراگیری استفاده از اشعار هوشنگ ابتهاج در میان جوانان موسیقی، موجی نو و قابل‌تحسین است که از آن به &lt;EM&gt;«سایه‌خوانی»&lt;/EM&gt; نام می‌برم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;&lt;STRONG&gt;٢.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;STRONG&gt;صدای به تکامل‌رسیده‌ی قربانی:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;علیرضا قربانی، پس از آلبوم‌های «اشتیاق»، «شب دهم»، «فصل باران» و «از خشت و خاک»، در این اثر سبک تکامل‌یافته‌ای را ارائه می‌دهد. نوعی ممیزه در صدای او قابل‌تشخیص است ؛ به‌گونه‌ای که می‌توان گفت از حصار تقلید جسته و اکنون هویتی مستقل دارد. حالا دیگر می‌توان گفت فلان خواننده‌ی تازه‌کار شبیه قربانی می‌خواند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;٣.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;STRONG&gt;تفکر ویژه‌ی پژمان طاهری در آهنگسازی:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;همان‌طور که پیش‌تر در آلبوم «ریشه در خاک» شنیده بودیم، شیوه‌ی آهنگسازی و سازبندی طاهری به‌گونه‌ای نیست که شنونده را خسته یا دلزده کند. تنوع و گردش‌های گه‌گاه غافلگیرکننده در آثار او باعث می‌شود، شنونده هر بار که قطعات آلبوم را می‌شنود، ارتباط عمیق‌تری با کار برقرار کند ؛ نه اینکه حوصله‌اش از تکرار مکررات سر رود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;٤.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;STRONG&gt;سازبندی مدبرانه:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سنتور، تار، سه‌تار، تنبک و دایره، عود، نی، کمانچه... به‌نظر شما از این کامل‌تر هم می‌شود؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;۵.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;STRONG&gt;دستگاه همایون:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;علیرضا قربانی گویا علاقه‌ی ویژه‌ای به همایون دارد _ هر چند این بخش کار بستگی به تصمیم آهنگساز دارد _ اما قربانی، آوازهای همایون را بسیار پخته و دقیق اجرا می‌کند. شاید به این دلیل که بیش از هر دستگاه و گوشه‌ی دیگری، تا کنون در همایون خوانده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;جا دارد به یکی از نقاط ضعف اثر _ البته به‌زعم بنده _ اشاره کنم و آن، ضبط این اثر است که بر عهده‌ی علیرضا نکولعل بوده. به‌نظر می‌رسد در بعضی قطعات، صدا به‌درستی بالانس نشده و بر طریق مثال در تصنیف «ایران» با وارد شدن خواننده، صدای ارکستر به‌گونه‌ی نامعقولی پایین می‌آید!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در پایان جملات حمیدرضا عاطفی (مدیر اجرایی آلبوم) را نقل می‌کنم که می‌گوید:&lt;BR&gt;&lt;FONT face=WingDings&gt;~&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;بدون شک سوگواران خموش به‌عنوان اثری ماندگار و تأثیرگذار جای خود را در عرصه‌ی موسیقی ایران باز خواهد کرد. &lt;FONT face=Wingdings&gt;}&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 10 Apr 2008 10:06:39 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ruz-nevesht&amp;postid=23</comments>
<dc:creator>ruz-nevesht</dc:creator>
<guid>http://ruz-nevesht.blogfa.com/post-23.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شیـر و خـط</title>
<link>http://ruz-nevesht.blogfa.com/post-22.aspx</link>
<description>تا حالا شده سکه بندازی؟ چه سؤال بیخودی! حتماً شده... حتماً شده که دودل بودی و برای انتخاب یکی از دو کار، شیر و خط آوردی. نمی‌خوام بگم این کار رو بکن یا نه. نمی‌خوام بگم لذت بی‌مسئولیتی خودفروختن به یک سکه، چقدر&lt;STRONG&gt; خوب&lt;/STRONG&gt; است. نمی‌خوام بگم &quot;هر چه بادا باد&quot; گفتن چقدر &lt;STRONG&gt;بد&lt;/STRONG&gt; است. نه... فقط می‌خوام بگم یادت باشه که فاصله‌ی خوب و بد، بیشتر از دو روی یک سکه نیست! </description>
<pubDate>Sat, 05 Apr 2008 00:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ruz-nevesht&amp;postid=22</comments>
<dc:creator>ruz-nevesht</dc:creator>
<guid>http://ruz-nevesht.blogfa.com/post-22.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>What I&apos;ve Done</title>
<link>http://ruz-nevesht.blogfa.com/post-21.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;What I&apos;ve Done | Linkin Park | Minutes to Midnight&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.fileden.com/files/2007/7/1/1229128/What-Ive-Done.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.fileden.com/files/2007/7/1/1229128/What-Ive-Done-LP.wma&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.fileden.com/files/2007/7/1/1229128/download.gif&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;TABLE cellSpacing=20 cellPadding=2 width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;» &lt;/STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;آنچه کرده‌ام&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;در این وداع&lt;BR&gt;نه خونی است&lt;BR&gt;نه عذر و بهانه‌ای&lt;BR&gt;چرا که من حسرت خورده‌ام&lt;BR&gt;از تحقق&lt;BR&gt;هزاران دروغ&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;پس بگذار بخشایش بیاید&lt;BR&gt;و بشوید و ببرد...&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;آنچه کرده‌ام&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;مقابل خودم می‌ایستم&lt;BR&gt;تا از آنچه شده‌ام، بگذرم&lt;BR&gt;خودم را خط می‌زنم&lt;BR&gt;تا از آنچه کرده‌ام، رها شوم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;آنچه از من در ذهن داشتی&lt;BR&gt;کنار بگذار&lt;BR&gt;اکنون که این لوح را پاک می‌کنم&lt;BR&gt;با دستان&lt;BR&gt;شک و تردید&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;پس بگذار بخشایش بیاید&lt;BR&gt;و بشوید و ببرد...&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;آنچه کرده‌ام&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;مقابل خودم می‌ایستم&lt;BR&gt;تا از آنچه شده‌ام، بگذرم&lt;BR&gt;خودم را خط می‌زنم&lt;BR&gt;تا از آنچه کرده‌ام، رها شوم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;بابت آنچه کرده‌ام&lt;BR&gt;دوباره آغاز می‌کنم&lt;BR&gt;و هر درد و رنجی را می‌پذیرم&lt;BR&gt;امروز، این کار پایان می‌گیرد&lt;BR&gt;من آنچه را که کرده‌ام، می‌بخشم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;مقابل خودم می‌ایستم&lt;BR&gt;تا از آنچه شده‌ام، بگذرم&lt;BR&gt;خودم را خط می‌زنم&lt;BR&gt;تا از آنچه کرده‌ام، رها شوم&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;آنچه کرده‌ام&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;می‌بخشم آنچه را که کرده‌ام&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P dir=ltr&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;» &lt;/STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;What I’ve Done&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr align=left&gt;&lt;FONT size=2&gt;In this farewell,&lt;BR&gt;There’s no blood,&lt;BR&gt;There’s no alibi.&lt;BR&gt;‘Cause I’ve drawn regret,&lt;BR&gt;From the truth,&lt;BR&gt;Of a thousand lies.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr align=left&gt;&lt;FONT size=2&gt;So let mercy come,&lt;BR&gt;And wash away...&lt;BR&gt;What I’ve Done.&lt;BR&gt;I’ll face myself,&lt;BR&gt;To cross out what I’ve become.&lt;BR&gt;Erase myself,&lt;BR&gt;And let go of what I’ve done. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr align=left&gt;&lt;FONT size=2&gt;Put to rest,&lt;BR&gt;What you thought of me.&lt;BR&gt;While I clean this slate, &lt;BR&gt;With the hands,&lt;BR&gt;Of uncertainty. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr align=left&gt;&lt;FONT size=2&gt;So let mercy come,&lt;BR&gt;And wash away…&lt;BR&gt;What I’ve Done.&lt;BR&gt;I’ll face myself, &lt;BR&gt;To cross out what I’ve become.&lt;BR&gt;Erase myself,&lt;BR&gt;And let go of what I’ve done. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr align=left&gt;&lt;FONT size=2&gt;For What I’ve Done&lt;BR&gt;I start again,&lt;BR&gt;And whatever pain may come.&lt;BR&gt;Today this ends,&lt;BR&gt;I’m forgiving what I’ve done.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr align=left&gt;&lt;FONT size=2&gt;I’ll face myself,&lt;BR&gt;To cross out what I’ve become.&lt;BR&gt;Erase myself,&lt;BR&gt;And let go of what I’ve done.&lt;BR&gt;What I’ve done.&lt;BR&gt;Forgiving What I’ve Done.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 03 Apr 2008 06:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ruz-nevesht&amp;postid=21</comments>
<dc:creator>ruz-nevesht</dc:creator>
<guid>http://ruz-nevesht.blogfa.com/post-21.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رسانه‌ی ملی، سکانس آخر «مرد هزارچهره» را از نو ساخت!</title>
<link>http://ruz-nevesht.blogfa.com/post-20.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;»&lt;/FONT&gt; پیش‌درآمد :&lt;/STRONG&gt; از همان آغاز پخش سریال «مرد هزارچهره»، نام سه نفر از مجریان مشهور سیما، یعنی محمود شهریاری، رضا رشیدپور و محمدرضا حسینیان به چشم می‌خورد. البته قرار بود این افراد، فقط نقش خودشان را بازی کنند. محمود شهریاری که در قسمت سوم، به‌عنوان مجری همیشه شاد و شنگول مراسم قرعه‌کشی بانک، بازی کرد. اما نقش رضا رشیدپور و زمان ورود او به داستان دستخوش تغییر عظیمی شد و محمدرضا حسینیان (مجری شبکه‌ی ٣ - برنامه‌ی سینما گلخانه) به‌کلی از فیلم حذف شد. و این در حالی بود که حتی تا آخرین قسمت سریال، نام این هر سه نفر در ابتدای تیتراژ پایانی آورده می‌شد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آنچه اظهر من‌الشمس است و هر بیننده‌ی کم‌توجهی هم درمی‌یابد آن است که سریال مرد هزارچهره، از نیمه‌ی راه به‌بعد دچار ممیزی‌های بعضاً جزئی و در پاره‌ای موارد کاملاً اساسی شده است. این قضیه یک بار در حذف عبارت «توی پرانتز فرهنگ» از پایان نام «قزاقه‌مندیان» نمود آشکاری یافت و این بار، در آخرین قسمت سریال، با تغییر نقش رشیدپور، حذف حسینیان و برداشت مجدد سکانس آخر، کاملاً مشهود بود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;آنچه در زیر می‌آید گمانه‌زنی بنده نیست، چیزی‌ست که به آن اطمینان راسخ دارم و سر سوزنی شک به خود راه نمی‌دهم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;»&lt;/FONT&gt; ادعا :&lt;/STRONG&gt; سکانس پایانی همین چند روز پیش، یک بار دیگر از نو فیلم‌برداری شده و جایگزین شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;»&lt;/FONT&gt; شرح و اثبات! :&lt;/STRONG&gt; از بین سه مجری یادشده، فقط رضا رشیدپور را همه‌مان در آنونس تبلیغی سریال دیده بودیم و چون همه او را دیده بودیم ــ حتی اگر فرض کنیم کسی به نام افراد در تیتراژ پایانی توجه نکند ــ منتظر بودیم تا بالاخره، یک جا رشیدپور وارد داستان شود. اما من به یقین می‌گویم این &quot;یک جا&quot;یی که امشب نشان‌مان دادند آنی نبود که از قبل برنامه‌ریزی و بازی شده بود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در آنونس، رضا رشیدپور را می‌دیدیم که پشت یک میز (احتمالاً میز قزاقه‌مندیان) مؤدب و موقر نشسته و این دیالوگ را می‌گوید: «اصل مطلب که دست‌بوسی شماست...» و آنچه پیداست ما این سکانس را (و احتمالاً چندین و چند بخش دیگر را) هرگز ندیدیم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;یقین دارم که در همان‌جا نقش رشیدپور تمام می‌شده و در اصل قرار بوده محمدرضا حسینیان در سکانس آخر بازی کند. البته نمی‌گویم آخر سریال عوض شده یا داستان چیز دیگری بوده، تنها بر آنم که بازیگر سکانس آخر ــ احتمالاً در فاصله‌ی همین سه، چهار روز ــ عوض شده است. دلیلش هم فکر نمی‌کنم چندان پیچیده باشد. مردم همه رشیدپور را دیده بودند و نمی‌شد او را کلاً حذف کرد. به‌همین دلیل مسئولان سیما ــ که ذاتاً علاقه‌ی زائدالوصفی به دستکاری آنچه پخش می‌کنند، دارند ــ تصمیم گرفتند، از رشیدپور استفاده کنند اما به‌جای حسینیان. با ذکر این نکته که رشیدپور شناخته‌شده‌تر و نام‌آشناتر از حسینیان است. اما در پایان کار فرق چندانی حاصل نشد و عزیزان رسانه‌ی ملی باز هم ثابت کردند که با وجود علاقه‌ی وافر به ممیزی و انگولک سریال‌ها، نمی‌توانند این کار را خوب و بی‌حرف‌وحدیث انجام دهند. بالاخره یک جا دم خروس را بیرون می‌دهند و مردم ما هم سرشان درد می‌کند برای همین چیزها. (یکی خود حقیر ِ سراپاتقصیر)&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;قضاوت با شما&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;»&lt;/FONT&gt; اثبات کمکی :&lt;/STRONG&gt; عبارت «شش ماه بعد» در سکانس آخر بر خلاف تمام نوشته‌های سریال با فونت &quot;ترافیک&quot; نوشته شده و «بزن در رویی» بودن از سر و رویش می‌بارید. حال آنکه فونت اصلی نوشته‌ها در مرد هزارچهره، &quot;حجاز&quot; بود. گویا برادران پخش این یک قلم فونت را موجود نداشته‌اند!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;»&lt;/FONT&gt; پسماند :&lt;/STRONG&gt; لطیفی می‌گفت اگر قرار باشد یک بار دیگر از نو، مرد هزارچهره از سیمای جان پخش شود، احتمالاً به‌جای ١٣ قسمت، سه قسمتی خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;»&lt;/FONT&gt;  قابل ملاحظه :&lt;/STRONG&gt; &lt;A href=&quot;http://mediamanagement.blogfa.com/post-91.aspx&quot;&gt;مطلبی&lt;/A&gt; از جناب حسین بصیریان - دانشجوی کارشناسی ارشد ارتباطات دانشکده‌ی صدا و سیما&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 01 Apr 2008 20:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ruz-nevesht&amp;postid=20</comments>
<dc:creator>ruz-nevesht</dc:creator>
<guid>http://ruz-nevesht.blogfa.com/post-20.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آقا فیروز، جـــایـــزه‌ی ما رو رد کن بیاد!</title>
<link>http://ruz-nevesht.blogfa.com/post-19.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;EM&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 200px; HEIGHT: 500px&quot; alt=&quot;فیروز کریمی در حالت ژانگولر | عکس: خبرگزاری فارس&quot; hspace=10 src=&quot;http://www.fileden.com/files/2007/7/1/1229128/Firooz-Karimi.jpg&quot; align=right vspace=15 border=0&gt;فیروز کریمی که تا پیش از این همیشه مدعی بود، هرگز حاضر نیست واژه‌ی «اشتباه فردی» را به کار ببرد ؛ امروز و پس از شکست مقابل سپاهان اصفهان، نشان داد که «دروغگو کـــم‌حـافــظه می‌شود»&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;فیروز کریمی، سرمربی استقلال تهران که در میانه‌های فصل با برپاکردن جنجالی منحصربه‌فرد، آبی‌های اهواز را ترک کرد و به آبی‌های تهران پیوست؛ در پایان بازی امروز «مهدی امیرآبادی» را به‌عنوان مقصر اصلی شکست تیمش معرفی کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پیش از این دو بار در برنامه‌ی نود، از کریمی شنیده بودیم که او هرگز عادت ندارد پس از باخت، تقصیر را متوجه بازیکنانش کند. او گفته بود که: «شما حتی اگر یک فیلم از مصاحبه‌های من را بیاورید که در آن از اشتباه فردی بازیکنم گفته باشم، به شما جایزه می‌دهم.» همچنین وی تا پیش از این مدعی بود که همواره شکست تیم، به‌دلیل اشتباه مربی است و اسم بردن از بازیکن مقصر و تخریب او، کار ناپسندی است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;البته بر همه‌ی پی‌گیران فوتبال آشکار بود که این ادعای فیروز کریمی هم به‌دور از واقعیت است ؛ چه همین مربی طناز پس از شکست تراژیک نیم‌فصل اول مقابل پرسپولیس، یکی از بازیکنان تعویضی خود را در رختکن به باد دشنام گرفته بود و در همان‌جا، مقابل چشم همبازیانش کارت بازی او در مسابقات لیگ را پاره کرده بود. یا در قضیه‌ی شکست مصیبت‌بار در مقابل نفت آبادان، ۶ بازیکن تیم خود را به‌گونه‌ای تأسف‌آمیز تنبیه (بخوانید تحقیر) کرد. تنبیهی که پس از واکنش سرپرست و مدیرعامل باشگاه، تلطیف شد و نام مضحک «ریکاوری» را به‌خود گرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در مصاحبه‌ی مطبوعاتی امروز، سرمربی استقلال، مهدی امیرآبادی (دفاع راست تیمش) را &lt;STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.ir/NewsPrint.aspx?NewsID=657996&quot;&gt;مقصر صد در صد&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt; گل سپاهان دانست و افت استقلال در نیمه‌ی دوم را ناشی از &lt;A href=&quot;http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8701100233&quot;&gt;اشتباه امیرآبادی&lt;/A&gt; در دقیقه‌ی ۵٨ بازی خواند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آقا فیروز، شما که دارید آرام آرام زیر همه‌چیز می‌زنید ؛ لطف کنید و زیر حرف خودتان نزنید! &lt;FONT color=#ff6600&gt;جایزه‌ی ما رو رو رد کن بیاد!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 29 Mar 2008 23:27:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ruz-nevesht&amp;postid=19</comments>
<dc:creator>ruz-nevesht</dc:creator>
<guid>http://ruz-nevesht.blogfa.com/post-19.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دانلود گفت‌وگوی رادیویی مازیار ناظمی با افـشـیــن قطبــی</title>
<link>http://ruz-nevesht.blogfa.com/post-18.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;مازیار ناظمی، مجری و گوینده‌ی اخبار ورزشی در برنامه‌ی این هفته‌ی گفت‌وگوی ورزشی، مصاحبه‌ی جالبی را با &lt;STRONG&gt;افشین قطبی&lt;/STRONG&gt;، سرمربی محبوب و موفق پرسپولیس ترتیب داد. این برنامه امشب، ساعت ٢٢، به‌صورت ضبط شده از رادیو گفت‌وگو (موج FM ردیف ١٠٣.٩) پخش شد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;فایل صوتی این گفت‌وگوی جالب و شنیدنی را با کیفیت 8kbps و حجم ۲ مگابایت &lt;A href=&quot;http://www.fileden.com/files/2007/7/1/1229128/Afshin-Ghotbi.wma&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;دانلود&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt; کنید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.fileden.com/files/2007/7/1/1229128/Afshin-Ghotbi.wma&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.fileden.com/files/2007/7/1/1229128/download.gif&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;افشین قطبی | عکس: میلاد پیامی - خبرگزاری فارس&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.fileden.com/files/2007/7/1/1229128/Afshin-Ghotbi-Interview.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;گزیده‌ای از گفت‌وگو&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT size=1&gt;به نقل از &lt;A href=&quot;http://maziaran.blogfa.com/&quot;&gt;وبلاگ شخصی مازیار ناظمی&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;» &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;«دل شیر داشتن» یعنی اینکه بعد از سی سال تصمیم گرفتم به ایران بازگردم و با باشگاه بزرگ پرسپولیس کار کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;» &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;من پسر رضا قطبی (رئیس سابق رادیو و تلویزیون) نیستم. پدرم اهل نیریز فارس است و از او خواسته‌ام که برای دربی استقلال و پرسپولیس (۱۵ فروردین‌ماه) به ایران بیاید تا همه پدرم را ببینند!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;» &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;زندگی من یعنی فوتبال... نه سیاسی‌ام و نه چیز دیگری.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;» &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;تنها فرزند خانواده هستم که از ۱۳ سالگی به آمریکا رفتم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;» &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;در ایران همه به هم کار دارند ؛ حتی امور خصوصی شما! من گشتم معادل فارسی آن می‌شود فضولی!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;» &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;در قضیه‌ی انتخاب مربی تیم ملی با من بازی شد و دلم هنوز هم شکسته، و شاید در پایان فصل و قهرمانی با پرسپولیس تصمیمی دیگر بگیرم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;» &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;روزی که در دبی به من ویزای ایران ندادند ؛ گریه کردم. (بازی ایران - کره جنوبی)&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;» &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;از برگشتنم پشیمان نیستم و فکر می کنم ما در ایران استعدادهای خوبی داریم که باید به آن‌ها کمک کرد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 28 Mar 2008 19:47:10 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ruz-nevesht&amp;postid=18</comments>
<dc:creator>ruz-nevesht</dc:creator>
<guid>http://ruz-nevesht.blogfa.com/post-18.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
